تبليغاتX
هيئت شهدا

heiatshohada

هيئت شهدا

heiatshohada

http://heiatshohada.blogfa.com

هيئت شهدا

هيئت شهدا

هيئت شهدا

پيامک و تماس با هيئت:
8484 9 093737
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنين مي‌توانيد کمک‌های
نقدی خود را به شماره
حساب زیر واریز نماييد:
ملی سیبا
شماره حساب:
0303958209009
شماره کارت:
6037992800144182
به نام آقای محمدرضاعظيميان وب سايت رسمي هيئت شهدا

هيئت شهدا

 
منوي اصلي
صفحه اول
پست الکترونيک
آرشيو مطالب

آرشیو ماهانه
  آذر 1388
  مرداد 1388
  تیر 1388
  خرداد 1388
  اردیبهشت 1388
  فروردین 1388
  اسفند 1387
  بهمن 1387
  دی 1387
  آذر 1387
  آبان 1387
  مهر 1387
  شهریور 1387
  مرداد 1387



جستجوگر




 

 تبليغات مراسم هيئت








تبلیغات هیئت


  خلاصه سخنراني حجة الاسلام محمدي نژاد در تاريخ 29/5/88 (نقش تقوا و ولايت، در خروج از فتنه ها)

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: نقش تقوا و ولایت، در خروج از فتنه ها 1

حكمت اصلى روزه اين است كه ما تقوا پيدا كنيم و تقوا يعنى اين ‌كه مراقب خود باشیم، واجبات را انجام دهیم و محرمات را ترک کنیم؛ چشم، گوش، زبان، دست و پا را کنترل کنیم، هر چيزي را نبينیم، هر صدايي را نشنویم، هر کلامي را نگويیم، به هر چيزي دست نزنیم و به هر جايي نرویم؛ و بلكه بالاتر، کاري کنیم که هر چيزي در دلمان جاي نگيرد. پس، در يك كلام ماه رمضان، ماه كنترل اعضا، جوارح، حواس و افكار است. ما بايد خود را آماده كنيم تا همان‌طور كه چند ساعتى شكم از خوردنى‏ها و آشاميدنى‏ها، و زبان هم از بعضى از گفتنى‏ها منع مى‏شود، ترک گناه را برای همیشه ادامه دهیم؛ و اين كار شدنى است. إن شاالله.

یکی از ثمرات تقوا این است که اگر كسي تقوا داشته باشد، خدا در فتنه‌ها و آزمایشات دست او را مي‌گيرد.

چرا که در فضاي فتنه ، باطل با آرم حق به صحنه مي‌آيد، و پرونده خیلی ها را آلوده می کند، در فتنه ها رجال ارزيابي می شوند و مرد از نامرد شناخته می شود.

امام علی‏علیه السلام در خطبه 50 نهج‏البلاغه می‏فرماید: «انما بدء وقوع الفتن ‏اهواء تتبع و احکام تتبدع یخالف فیها کتاب‏الله و یتولی علیها رجال رجالا علی غیردین الله؛

همانا ابتدای بروز آشوب‏ها وفتنه‏ها هواها است که مورد تبعیت قرارمی‏گیرند و احکامی است که بدعت گذاشته‏می‏شوند. دراین فتنه‏ها با کتاب خدا مخالفت‏می‏شود ومردانی از مردان دیگر بر مبنایی غیراز دین خدا تبعیت می‏کنند.»

لذا باید احتیاط کرد و با بصیرت و بصیران حرکت کرد.

قَال َعليه السلام كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.

درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.2

امام‏سجادعلیه السلام می‏فرماید: «کم من عقل اسیرتحت هوی امیر».

خدایا! از نفس سرکشی به‏تو شکوه می‏کنم که بسیار به بدی‏ها فرمان‏می‏دهد و درخطاها می‏شتابد.3

فتنه ها و رخدادهاي پس از انتخابات نیز، ملاکی بود برای سنجش تقوا و بصیرت ماها.

این حوادث، از سویی نشان داد که دشمن براي زيرسؤال بردن اصل نظام، بويژه اصل ولايت مطلقه فقيه چه خوابی دیده است.

و از طرفی معلوم شد که گاهی، معیارهای اصلی و به عبارتی، کشتی نجات ِخروج از فتنه، در اثر بی توجهی وعدم بصیرت خواص، به فراموشی و غفلت سپرده می شود.

حوادث تلخ اخير، حوادث انتخاباتي نبود؛ بلكه مقابله دشمن و طمع ورزان با ولايت فقيه بود.

دشمنان ازفرصت به دست آمده نهايت استفاده را کردند تا ولايت فقيه و شخص رهبر معظم انقلاب را نزد مردم بدبين سازند؛ چرا؟

چون ولايت فقيه است که امام فرمود: مترقي ترين اصول قانون اساسي است.

چون اگر پشتيبان ولايت فقيه باشيد به مملكت شما آسيبي نمی رسد؛

چون دشمن فهمید که شاید به ذهن بعضی ها خطور هم نکند که وقتي به او ديندار واقعی می گویند که از حاکم اسلامي بيشتر حمايت و اطاعت ‌کند!؛

چون دشمن با فرهنگي که در طول قرن‌ها (در دوران عدم حضور امام معصوم ع در بین مردم) در جامعه رواج پيدا کرده، یعنی فرهنگي ديني و فردي آشناست؛ يعني من نمازم را بخوانم، روزه‌ام را بگيرم، دروغ نگويم، غيبت نکنم؛ دين را اين‌ها مي‌دانيم؛ اما اين ‌که جزء‌ فرهنگ ديني و شرط دين‌داري من اين باشد که وظايف سياسي و اجتماعی‌ام را درست انجام دهم، اين خيلي دور از ذهن بعضی هاست.

مگر مرحوم مدرس ئگفت: «سياست ما عين ديانت ماست»؛ مگر امام(ره) انگیزه قیامش، ایجاد حکومتی برپایه اسلام و ولایت و رهبری فقیه منسوب از سوی امامان معصوم ع نبود و مگر اميرالمؤمنين(ع) نفرمود: عظيم‌ترين حقي که خدا براي انساني قرار داده است حقي است که مسؤول جامعه و رهبر جامعه بر مردم و مردم بر او دارند.

يعني اين جزء‌ دين است، بالاترين رکن دين است. مسلمان نمي‌تواند از اين مطلب شانه خالي کند، خودش را کنار بداند؛ خودش را دين‌دار بداند، بدون رعايت اين عظيم‌ترين حقي که خدا براي بندگانش قرار داده است.4

پس لازم است به اختصار و فشرده، یک بار دیگر مروری داشته باشیم به جایگاه رهبری و ولایت فقیه در اسلام:

دين حنيف اسلام كه آخرين دين آسمانى است و تا روز قيامت ‏استمرار دارد، دين حكومت و اداره امور جامعه است؛ لذا همه طبقات جامعه اسلامى در زمان غیبت امامان معصوم علیهم السلام ناگزير از داشتن ولى امر و حاكم و رهبری ‏هستند که همان ولايت مطلقه فقيه جامع الشرايط است. در اسلام التزام به ولايت فقيه قابل تفكيك از التزام به اسلام و ‏ولايت ائمّه معصومين (عليهم السلام) نيست5 وبه عبارتی ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است كه از اصول و اركان مذهب حقّه ‏شیعه اثنى‏عشرى مى‏باشد وحكومت فقيه عادل و دين‏شناس علاوه بر این كه مورد تأييد عقل ‏مى‏باشد، حكم شرعى تعبدى است.

در فرهنگ‌ شیعی‌ این‌ امر که‌ در عصر غیبت‌ اداره‌ جامعه‌ از سوی‌ شارع‌ مقدس‌ بر عهده فقیهان‌ عادل‌ گذاشته‌ شده، امری‌ مسلم‌ و بی‌تردید است و‌ ولی فقیه، در اداره حکومت تمامی اختیارات امام معصوم را داراست با این تفاوت که معصوم نیست؛ بلکه از جانب معصوم و جانشین او در اداره حکومت است، پس صحبت ازمقام معنوي وعصمت ائمه اطهار(عليهم السلام) نيست؛ بلكه ازوظيفه ايشان صحبت مي شود.6 ولايت فقيه به دليل اين که جانشين به حق و نایب وليعصر(عج) است، اطاعت از او همچون اطاعت از امام عصر واجب است. تا امت اسلامى را از شر دشمنان اسلام و مسلمين حفظ نمايد، و از نظام جامعه اسلامى پاسدارى نموده وعدالت را در ‏آن برقرار و از ظلم و تعدّى قوى بر ضعيف جلوگيرى کند، وسائل پيشرفت و شكوفائى فرهنگى، سياسى و اجتماعى را ‏تأمين نموده و در هر مورد كه لازم بداند ‏تصميمات مقتضى را بر اساس فقه اسلامى اتخاذ نماید و دستورات لازم را صادر کند. بنابراین در مسائل مربوط به اداره كشور اسلامى و امورى كه به عموم مسلمانان ارتباط دارد،7 اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين بر هر مكلفى ولو اين كه فقيه باشد، واجب است. و تصميمات و اختيارات ولى فقيه در ‏مواردى كه مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمين است، در صورت تعارض با اراده و اختيار آحاد مردم، بر اختيارات و ‏تصميمات آحاد امّت مقدّم و حاكم است و حتی فتواى مرجع تقليد نیزنمى‏تواند با آن معارضه كند.8 که این مساله همان معنای مطلقه بودن است.9

همچنین نکته ای که باید اشاره کرد این است که اگر ‏متصدى منصب ولايت از راههاى قانونى ِشناخته شده، به مقام ولايت رسيده باشد، براى هيچ كسى ‏جايز نيست كه با متصدى امور ولايت به اين بهانه كه خودش شايسته‏تر است، مخالفت نمايد.10

پس هر كسي همراه ولي فقيه بود، نمره دارد و هر كس او را همراهي نكند، مردود خواهد شد. و همه مردم از هر قشر و سني که باشد نسبت به رهبر مسووليت دارند و بايد در حد توان خود از او حمايت کنند و اين کمک محدود به قشر خاصي از مردم و مسوولان حکومتي نمي شود
 
پاورقی متن سخنرانی:
--------------------------------------------------------------------------------

1- فتنه در زبان عربي و زبان قرآن به معناي آزمايش، يا وسيله آزمايش و يا نتيجه آزمايش است. اين واژه در لسان نهج البلاغه علاوه بر معاني مزبور، داراي يک تعريف و معناي اصطلاحي است و آن عبارت است از حوادث و امور باطل حق نمايي که پاره اي از اجزا و عناصر آن عبارت است از امتزاج و اختلاط و التباس حق و باطل با يکديگر و ظهور بي ثباتي و ناپايداري انديشه. و ظاهرا به نظر می رسد، فتنه بین گروه های مسلمان اتفاق میافتد.
ظهور چنين حالتي در جامعه آثار و نتايجي به دنبال دارد که بخشي از آن بدين شرح است : 1-آشفتگي و هرج و مرج 2-فساد روابط اجتماعي 3-گسترش ظلمت جهالت و اطفا نور بصيرت 4-مسخ و دگرگوني دين و حقيقت 5-قرار گرفتن حق در هاله اي از ابهام.

در تفسير الميزان آمده است: فتنه آن است كه به وسيله آن چيزي امتحان شود و به خود امتحان و به لازم امتحان كه شدت و عذاب است و به ضلال و شرك كه سبب عذاب‌اند، اطلاق مي‌شود.

2- نهج البلاغه ، حکمت اول.

3- مناجات شاکین.

4- «وَ أعْظَمُ مَا افْتَرَضَ سُبْحانَهُ مِنْ تِلْکَ الْحُقُوقِ حَقُّ الوالِي عَلي الرَّعِيةِ.»

5- با اين تفاوت كه احكام مربوط به ولايت فقيه ‏مانند ساير احكام فقهى از ادّله شرعى استنباط مى‏شوند و اگر كسى به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن ‏رسيده باشد، معذور است، ولى ترويج اختلاف و تفرقه بين مسلمانان براى او جايز نيست.‏
6- يكى از مسائل عمومى جامعه اسلامى، دفاع از اسلام و مسلمين بر ضد كفار و مستكبران متجاوز است.

7- البته در مسائل فردى محض، هر مكلفى بايد از فتواى مرجع تقليدش پيروى نمايد.

8- در تعيين مصداق ولی فقیه، روش عقلائى وجود دارد كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران بيان شده است.‏

9- این امری مسلم است که ولی فقیه، اسلام شناسی (مجتهدی) جامع الشرایط است و بی شک از باتقواترین، شجاع ترین، بصیرترین، مدیرترین وعالمترین افراد می باشد؛ ولی از همه مهم تراین است که ایشان نایب امام زمان ع و رهبر جامعه اسلامی در زمان غیبت است واطاعتش همانند اطاعت از معصوم ع شمرده شده است.

( زماني كه به آقاي بهلول مي‌گفتند شما زاهد هستيد، گفت زهد را مقام معظم رهبري دارد كه يك كشور بزرگ و ثروتمند دارد اما هيچ استفاده‌اي از آن نمي‌كند.)

10- احكام ولائى و انتصابات صادره از طرف ولى امر مسلمين نیز اگر هنگام صدور، موقت نباشد، پس از فوت او همچنان استمرار دارد و نافذ ‏خواهد بود، مگر اين كه ولى امر جديد مصلحتى در نقض آنها ببيند و آنها را نقض كند.‏
رجوع کنید: اجوبة الاستفتائات، س 56 تا 69و پرسش های متداول، ولایت فقیه.


+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت        

  خلاصه سخنراني حجة الاسلام سيد عليزاده در تاريخ 21/3/88 (ترسيم دقيقى از منظره حق و باطل)

بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع سخنراني: ترسيم دقيقى از منظره حق و باطل

أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ .(1)
خداوند درقرآن کریم براى مجسم ساختن حق و باطل مثال بسيار زیبایی را درسوره رعد آیه 17 بيان مى‏كند. که امشب ی خواهیم درباره این بیان نورانی قرآن قدری باهم صحبت کنیم . نخست مى‏گويد:" خداوند از آسمان آبى را فرو فرستاده است" (أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً). آبى حياتبخش و زندگى آفرين، و سرچشمه نمو و حركت" و در اين هنگام دره‏ها و گودالها و نهرهاى روى زمين هر كدام به اندازه گنجايش و وسعت خود بخشى از اين آب را درخودشان جای می دهند " (فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها).جويبارهاى كوچك دست به دست هم مى‏دهند و نهرهايى به وجود مى‏آورند، نهرها به هم مى‏پيوندند و سيلاب عظيمى از دامنه كوهسار سرازير مى‏گردد، آبها از سر و دوش هم بالا مى‏روند و هر چه را بر سر راه خود ببينند برمى‏دارند و مرتبا بر يكديگر كوبيده مى‏شوند، در اين هنگام كفها از لابلاى امواج ظاهر مى‏شوند، آن چنان كه قرآن مى‏گويد" سيلاب، كفهايى را بر بالاى خود حمل مى‏كند" (فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً).
پيدايش كفها منحصر به نزول باران نيست بلكه" در فلزاتى كه بوسيله آتش ذوب مى‏شوند تا از آن زينت آلات يا وسائل زندگى بسازند آنها نيز كفهايى همانند كفهاى آب دارند" (وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ) «2». بعد از بيان اين مثال به سراغ نتيجه‏گيرى مى‏رود، و چنين مى‏فرمايد: " اينگونه خداوند براى حق و باطل، مثال مى‏زند" (كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ).

پيدايش كفها منحصر به نزول باران نيست بلكه" در فلزاتى كه بوسيله آتش ذوب مى‏شوند تا از آن زينت آلات يا وسائل زندگى بسازند آنها نيز كفهايى همانند كفهاى آب دارند" (وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ) «2». بعد از بيان اين مثال به سراغ نتيجه‏گيرى مى‏رود، و چنين مى‏فرمايد: " اينگونه خداوند براى حق و باطل، مثال مى‏زند" (كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ).
بعد توضیح می دهد و مى‏گويد:" اما كفها به كنار مى‏روند و اما آبى كه براى مردم مفيد و سودمند است در زمين مى‏ماند" (فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ).كفهاى بيهوده و بلند آواز و ميان تهى كه هميشه بالانشين هستند اما هنرى ندارند بايد به كنارى ريخته شوند ولی آب خاموش و بى‏سر و صداى متواضع و مفيد و سودمند مى‏ماند و اگر روى زمين هم نماند در اعماق زمين نفوذ مى‏كند و چيزى نمى‏گذرد كه به صورت چشمه‏سارها و قناتها و چاهها سر از زمين برمى‏دارد، تشنه ها را سيراب مى‏كند، درختان را بارور، و گلها را شكفته و ميوه‏ها را رسيده، و به همه چيز سر و سامان مى‏دهد.
و در پايان آيه براى تاكيد بيشتر و دعوت به مطالعه دقيقتر روى اين مثال مى‏فرمايد:" اين چنين خداوند مثالهايى مى‏زند" (كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ).

در اين مثال پر معنى كه منظره حق و باطل را به عاليترين صورتى ترسيم كرده حقايق فراوانى وجود دارد كه در اينجا به جند نکته از آن اشاره مى‏كنيم:
شناخت حق و باطل و شناخت واقعيتها ازگمانها گاهى براى انسان چنان مشكل و پيچيده مى‏شود، كه حتما بايد سراغ نشانه رفت و از روی نشانه‏ها، حقايق را از اوهام، و حق را از باطل تشخیص داد .
قرآن در مثال بالا اين نشانه‏ها را چنين بيان كرده است:
الف-" حق هميشه مفيد و سودمند است، همچون آب زلال كه مايه حيات و زندگى است، اما باطل بى‏فايده و بيهوده است، نه كفهاى روى آب هرگز كسى را سيراب مى‏كنند و درختى را مى‏رويانند، و نه كفهايى كه در كوره‏هاى ذوب فلزات ظاهر مى‏شود. مى‏توان از آنها زينتى و يا وسيله‏اى براى زندگى ساخت، و اگر هم مصرفى داشته باشند، مصارف بسيار پست و بى‏ارزشند كه به حساب نمى‏آيند، همانند صرف كردن خاشاك براى سوزاندن .
ب - باطل همواره مستكبر، بالانشين، پرسروصدا، پر قال و غوغا ولى تو خالى و بى‏محتوا است، اما حق متواضع، كم سر و صدا، اهل عمل و پر محتوا و سنگين وزن است «3».
ج- حق هميشه متكى به نفس است، اما باطل از آبروى حق مدد مى‏گيرد و سعى مى‏كند خود را به لباس او در آورد و از حيثيت او استفاده كند، همانگونه كه" هر دروغى از راست فروغ مى‏گيرد"، كه اگر سخن راستى در جهان نبود، كسى هرگز دروغى را باور نمى‏كرد، و اگر جنس خالصى در جهان نبود، كسى فريب جنس قلابى را نمى‏خورد، بنا بر اين حتى فروغ زودگذر باطل و آبروى و حيثيت موقت او به بركت حق است، اما حق همه جا متكى به خويشتن است و آبرو و اثر خويش!

نکته بعدی درباره کلمه زبد است .
" زبد" به معناى كفهاى روى آب است ، آب‏ زلال كمتر كف به روى آن آشكار می شود جون كفها به خاطر آلوده شدن آب به اجسام خارجى بوجود می آیند ، اگر حق به صفا و پاكى اصلى باقى بماند هرگز كفهاى باطل اطراف آن آشكار نمى‏گردد، اما هنگامى كه حق بر اثر برخورد به محيطهاى آلوده رنگ محيط را به خود گرفت، و حقيقت با خرافه، و درستى يا نادرستى و پاكى يا ناپاكى آميخته شد، كفهاى باطل در كنار آن آشكار مى‏شوند.
" نزول آيات قرآن" از آسمان وحى شبيه به نزول قطرات حياتبخش باران است ، و" دلهاى انسانها " شبيه به زمينها و دره‏ها كه هر كدام به اندازه وسعت وجودشان بهره مى‏گيرند، و" وسوسه‏هاى شيطانى" شبيه به كفهاى آلوده روى آب هستند ، كه اين كفها از آب پيدا نشده، بلكه از آلودگى محل ريزش آب پيدا مى‏شود و به همين جهت وسوسه‏هاى نفس و شيطان از تعليمات الهى نيست، بلكه از آلودگى قلب انسان است، و به هر حال سرانجام، اين وسوسه‏ها از دل مؤمنان برطرف مى‏گردد و آب زلال وحى كه موجب هدايت و حيات انسانهاست باقى مى‏ماند!
هميشه بهره‏ها به ميزان آمادگيهاست و لياقتهاست . در مبدء فيض الهى هيچگونه بخل و محدوديت و ممنوعيت نيست، همانگونه كه ابرهاى آسمان بدون قيد و شرط، همه جا باران مى‏پاشند، و اين قطعه‏هاى مختلف زمين و دره‏ها هستند كه هر كدام‏ بمقدار وسعت وجود خويش از آن بهره مى‏گيرند، زمين كوچكتر بهره‏اش كمتر و زمين وسيعتر سهمش بيشتر است ، قلوب و ارواح آدميان در برابر فيض خدا و همين گونه هستند !
نکته بعد اینکه باطل همیشه دنبال بازار آشفته مى‏گردد! هنگامى كه سيلاب وارد دشت و صحراى صاف مى‏گردد و جوش و خروش آب فرو مى‏نشيند اجسامى كه با آب مخلوط شده بودند تدريجا ته‏نشين مى‏كنند و كفها از ميان مى‏روند و آب زلال چهره اصلى خود را آشكار مى‏سازد، و به همين ترتيب باطل به سراغ بازار آشفته مى‏رود، تا از آن بهره بگيرد، اما هنگامى كه آرامش پيدا شد و هر كسى به جاىخودش نشست، و معيارها و ضابطه‏ها در جامعه آشكار گشت، باطل جايى براى خود نمى‏بيند و به سرعت كنار مى‏رود!

ونکته بعدی این است که : باطل تنها در يك لباس ظاهر نمى‏شود. يكى از خصوصیات باطل اين است كه درهر"آن به شكلى و هر لحظه به لباس ديگرى در مى‏آيد"، تا اگر او را در يك لباس شناختند، در لباس ديگر بتواند چهره خود را پنهان سازد، در آیه شریفه مى‏گويد: كفها نه تنها بر آب ظاهر مى‏گردند در هر كوره‏اى و هر بوته‏اى كه فلزات ذوب مى‏شوند كفهاى تازه به شكل جديد و در لباس تازه‏اى آشكار مى‏شوند، و به تعبير ديگر حق و باطل همه جا وجود دارد، همانگونه كه كفها در هر مايعى به شكل مناسب خود آشكار مى‏شود.
بنا بر اين بايد هرگز فريب تنوع صورتها را نخوريم و در هر كجا منتظر باشيم كه باطل را با صفات ويژه‏اش- كه صفات آنها همه جا يكسان است و در بالا اشاره شد- بشناسيم و آنها را كنار بزنيم.
بقاى هر موجود بسته به ميزان سود رسانى او است! (وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ).
آب كه مايه حيات است ميماند و كفها از ميان مى‏روند ، انسانها، گروه‏ها، مکتبها، حزب ها و برنامه‏ها به همان اندازه كه مفيد و سودمندند، حق بقاء و حيات دارند، و اگر مى‏بينيم انسان یا مكتب باطلى مدتى سر پا مى‏ماند اين به خاطر آن مقدار از حقى است كه به آن آميخته شده كه به همان نسبت حق حيات پيدا كرده است!.
وقتی حق طلبی درجامعه زیادشد ، دیگر جایی برای باطل نخواهد بود .باطل به جايى مى‏رسد كه قدرت نگهدارى خويش را ندارد، و در اين لحظه از متن جامعه به خارج پرتاب مى‏گردد، و اين در همان حال است كه حق به جوشش مى‏آيد، هنگامى كه حق به خروش افتاد، باطل همچون كفهاى روى ديك كه به خارج پرتاب مى‏شود بيرون مى‏افتد و اين خود دليلى است بر اينكه حق هميشه بايد بجوشد و بخروشد تا باطل را از خود دور سازد.!
نکته بعدی اینکه باطل در بقاى خود مديون حق است. اگر آبى نباشد هرگز كف نمى‏تواند به حيات خود مستقلا ادامه دهد، همين گونه اگر حق نبود، باطل هم فروغى نداشت، اگر افراد درستكار نبودند كسى تحت تاثير افراد خائن واقع نمى‏شد و فريب آنها را نمى‏خورد، پس همين جولان و فروغ كاذب باطل مديون بهره‏بردارى از فروغ حق است (كان دروغ از راست مى‏گيرد فروغ!).

و مبارزه بین حق و باطل هميشگى است. تا آن زمانى كه جهان و انسانها به صورت يك جامعه ايده‏آل (همچون جامعه عصر قيام مهدى ع) در آيد كه پايان اين مبارزه اعلام گردد، لشگر حق پيروز و بساط باطل برچيده شود، و بشريت وارد مرحله تازه‏اى از تاريخ خود گردد، و تا زمانى كه اين مرحله تاريخى فرا نرسد بايد همه جا در انتظار برخورد حق و باطل بود، و موضع‏گيرى لازم را در اين ميان در برابر باطل نشان داشت.
__________________________________________________
(1) سوره رعد آیه 17
(2) ترجمه تحت اللفظى جمله فوق چنين است:" از آنچه آتش بر روى آن روشن مى‏كنند براى بدست آوردن زينت يا متاع كفهايى همانند كفهاى آب حاصل مى‏شود" و اين تعبير اشاره به كورهايى است براى ذوب فلزات كه هم آتش در زير مواد فلزى وجود دارد و هم در روى آن، به اين معنى كه يك طبقه آتش در زير است و سپس روى آن سنگهايى را كه مواد كافى دارد مى‏ريزند و مجددا روى آن آتش مى‏ريزند: و اين بهترين نوع كوره است كه از هر طرف آتش، مواد قابل ذوب را احاطه كرده است.
(3) على (ع) در وصف خود و دشمنانش همچون اصحاب جنگ جمل مى‏فرمايد:
و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الامرين الفشل و لسنا نرعد حتى نوقع و لا نسيل حتى نمطر:
" آنها رعد و برقى نشان دادند، اما پايانش جز سستى و ناتوانى نبود، ولى ما به عكس تا كارى انجام ندهيم رعد و برقى نداريم و يا نباريم سيلاب خروشان براه نمى‏اندازيم"! (برنامه ما عمل است نه سخن) (نهج البلاغه خطبه 9).



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت        

  متن کامل سخنراني حجة الاسلام محمدي نژاد در تاريخ 88/3/14 (موضوع: ضرورت انتخاب کاندیدای اصلح در نظام

موضوع: ضرورت انتخاب کاندیدای اصلح در نظام اسلامی

مشاركت در انتخابات به معني شريك شدن در نتايج رفتار شخصي است كه انتخاب مي‏شود. به عبارت ديگر، رأي ما به هر يک از نامزدها به اين معني است که از الان رفتارهايي را که به صورت قطعي و يقيني يا بر اساس ظن و گمان پيش‌بيني مي‏كنيم در آينده، پس از به دست گرفتن قدرت، توسط آن شخص انجام شود، امضاء و تاييد كرده‌ايم و ما هم در ثواب و عقاب آنها شريك هستيم.

متأسفانه اين مطلب هم به درستي تبيين نشده و حتي بسياري از افراد متدين تصور مي‏كنند رأي مثل مالي است که متعلق به کسي است و مي‌تواند هرگونه مايل است از آن استفاده کند؛ حتي مي‌تواند آن را آتش بزند يا در دريا بريزد. در صورتي كه چنين نيست؛ ما تكليف واجب شرعي داريم كه فرد اصلح را شناسايي كنيم و به او رأي بدهيم و اگر در شناسايي اصلح كوتاهي كنيم يا بعد از شناختن او به ديگري رأي بدهيم، گناه بزرگي مرتكب شده‌ايم. بر خلاف تصور رايج، رأي ملك شخصي افراد نيست که آن را به هر کس مايل باشند واگذار کنند. اين تصور ناشي از فرهنگ غلط الحادي غربي است که بر اساس آن انسان مالک همه چيز است و حتي خداي خودش است و بر همين اساس مي‌تواند حاکمي را با هر شرايطي که خواست تعيين و اختياراتي را به او واگذار کند؛ گويا اين اختيارات ارثي است که به او رسيده و مي‌تواند آن را به هر كه خواست، بدهد.

بر اساس بينش اسلامي که در نقطه مقابل اين تصور است، تمام اختيارات، اصالتاً متعلق به خداست و به ما دستور داده‌اند كمك كنيم كه فرد اصلح سركار بيايد و اين تكاليف را بر عهده بگيرد و اين کار از باب اعانت بر تقواست؛ نه اين‌كه ما اختياري داريم که آن را به رئيس‌جمهور مي‏بخشيم. ما از خود، چيزي نداريم كه بتوانيم آن را ببخشيم. مگر حكومت حق ماست، که آن را به ديگري ببخشيم؟

بر اساس اومانيسم غربي که انسان را خدا و همه چيز را براي او مي‌داند، انسان مي‌تواند به هر كه ‏خواست رأي بدهد، هر كه را مايل است حاكم ‏كند و هر كه را نپسنديد عزل ‏كند. ليبرال دمكراسي نتيجه فرهنگ اومانيستي است و در اين فرهنگ همه امور تابع رأي مردم است و انسان مي‌تواند هر قانوني را به هر نحوي که مايل است وضع ‏كند.

ولي در فرهنگ اسلامي بر خلاف فرهنگ اومانيسم، حكم مخصوص خداست؛ «ان الحكم الا لله»[1] در آيه ديگري هم پس از نقل ادعاي گروهي از کافران در خصوص حلال يا حرام بودن نعمت‌هاي خدا، مي‏فرمايد: «قل آلله أذن لكم، أم علي الله تفترون»[2]؛ آيا خدوند به شما اجازه داده که چيزي را حلال يا حرام کنيد يا بر خدا افترا مي‏بنديد؟ به عبارت ديگر، کسي بدون اجازه خدا حق ندارد كاري را جايز يا ممنوع بداند. امر و نهي و وضع كردن قانون حق خداست و انسان از پيش خود اختياري در اين زمينه ندارد. اختيار ولي‌فقيه در امر و نهي هم اولاً در چارچوب احكامي است که خدا وضع کرده؛ ثانياً اين اختيار به اذن خداست که به بواسطه فرمايش  امام معصوم(ع) که فرمود «فإني قد جعلته عليكم حاكماً»[3]به ما رسيده و اگر چنين اجازه‌اي نبود ما هيچ‌گاه چنين حقي را براي ولي‌فقيه قايل نبوديم. چون او هم از جهت اين که اصالتاً اختيار و حقي ندارد، مثل ساير مردم است.

بنابراين، اين تصور غلط است كه رأيْ ملك شخصي ما و مثل مالي است که مي‌توانيم آن را به هر نحو که خواستيم صرف کنيم. هر چند ما در خصوص اموال خود هم اجازه اسراف، تبذير و استفاده در امور حرام نداريم. ما هيچ چيزي از خود نداريم که بتوانيم به ديگري واگذار كنيم. وظيفه‌اي که در اين جهت بر عهده ما گذاشته شده اين است که سعي كنيم حاكمي كه احكام اسلام را بهتر اجرا مي‏كند،  مصالح جامعه اسلامي را بيشتر تأمين مي‏كند، ارزش‏هاي اسلامي را بهتر رعايت مي‌كند و با زماني مي‌‏تواند عهده‌دار مسؤوليت شود که مردم با رأي و حمايت‏هاي گفتاري و رفتاري خود به او كمك كنند. در غير اين صورت چنين کسي نمي‏تواند مسؤوليت را بر عهده بگيرد.

وظيفه ما اين است كه چنين كسي را شناسايي كنيم و اين کار مثل اقامه نماز، تكليف واجب قطعي است که بر عهده ماست. متأسفانه هنوز اين فرهنگ در جامعه ما پذيرفته نشده و بسياري از مردم تصور مي‌کنند رأي حق آنها است و مي‌توانند آن را به هر کس مايل هستند واگذار کنند. منشاء اين تصور غلط، مغالطة «حق» و «تكليف» است. حق، ناشي از تكليف است نه در برابر تكليف.

ما در برابر رأي خود مسؤول هستيم و روزي از ما سؤال مي‌کنند که چرا به فلان شخص رأي دادي. ما بايد براي کار خود حجتي داشته باشيم؛ بنابراين بايد سعي كنيم به كسي رأي دهيم که بر اساس شناختي که از او داريم، پيش‌بيني ما در خصوص عملکرد آينده او كار کردن براي دين و به نفع اسلام باشد؛ نه اين‌که فردي ليبرال‌منش را انتخاب کنيم که در برابر ترك شدن احكام اسلام، آزاد شدن رباخواري، اجرای حدود الهی و قصاص ،ترويج اباحه‌گري، برپا کردن مجالس رقص و مسايلي از اين قبيل با تساهل برخورد کند؛ هر چند ممکن است چنين کسي محسناتي هم داشته باشد. اگر به واسطه رأي ما چنين کسي زمام قدرت را در دست بگيرد، ما هم در گناه سکوت يا تاييد چنين اعمالي توسط او شريك هستيم. چون بدون رأي ما او به قدرت نمي‌رسد؛ و لذا حتی اجازه رأی ندادن هم نداریم .

ائمه اطهار(ع) در اعتراض به بعضي از كساني كه با بني‌اميه يا بني‌عباس همكاري مي‏كردند، مي‌فرمودند: اگر شما براي کمک به ايشان کارهايشان را قبول نمي‌کرديد، آنها نمي‏توانستند حكومت كنند. اهميت اين امر به اندازه‌اي است که آن بزرگواران حتي از آب کردن دوات حکومت جور نهي فرموده‌اند4[4] و کسي را که در اين حد به چنين حکومتي کمک کند در گناهشان شريك مي‌دانند. مگر آب در دوات ريختن تا چه حد ممکن است به ظلم يا گناهي كمك كند؟ با اين حال، ائمه(ع) اصحاب خود را از اين مقدار همکاري با حکومت بني‌اميه و بني‌عباس هم نهي مي‏فرمودند؛ مگر در مواقعي كه حفظ مصالح شيعه متوقف بر مشاركت با آنها باشد و در صورت عدم همکاري با ايشان حقوق شيعه از بين برود. هم‌چنان‌که در بعضي مواقع خود ائمه اطهار(ع) به كساني دستور دادند براي حفظ  مصالح و كيان شيعه با حاکمان جور همکاري کنند.

بنا‌بر اين ما بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که رأي دادن به کسي براي رسيدن به مقامي يا پذيرفتن مسؤوليت در هر سطحي، مانند ساير کارها جزيي از اعمال ما به حساب مي‌آيد و بايد براي انجام هر يک از آنها نزد خدا حجت داشته باشيم. اگر حجتي براي انتخاب خود داشته باشيم، در قبال اشتباهات و خطاهاي فردي که با کمک ما به قدرت رسيده معذور و در ثواب كارهاي خوب او هم شريك هستيم. اما اگر با توجه به سوابق و قراين بدانيم كسي که با رأي ما زمام امور را در دست مي‌گيرد اعتقادي به ارزش‏هاي اسلامي ندارد و آنها را زير پا خواهد گذاشت، يا اهميتي براي اين قبيل مسايل قايل نيست، بايد از انتخاب چنين کسي بپرهيزيم.

البته اگر يقين داشته باشيم که چنين كارهايي از او سر نمي‌زند، و بعداً برخلاف پيش‌بيني ما عمل کند، از اين جهت مسؤوليتي بر عهده ما نيست. هر چند در اين صورت هم وظيفه داريم به نحو مناسبي به او تذکر دهيم و او را از انجام کارهاي خلاف بازداريم.


ما بايد رأي دادن را مسؤوليتي تلقي كنيم كه بايد در قبال آن جوابگو باشيم؛ بايد توجه داشته باشيم كه رأي دادن يعني كمك به انتخاب كسي و شريك شدن در رفتارهاي او و پذيرش مسؤوليت اين مشاركت؛ لذا باید روش های شناخت اصلح را هم خوب بشناسیم.[5]

البته معناي اين کلام آن نيست كه براي پرهيز از مشاركت در كارهاي غلط شخصي ديگر، بهتر است در انتخابات شركت نكنيم؛ چون دشمنان نظام عدم مشارکت مردم در انتخابات را هم به معناي دل‌سرد شدن آنها از نظام اسلامي تعبير مي‌کنند. ما بايد در انتخابات حضور فعال و جدي داشته باشيم و به کسي رأي بدهيم كه براي انتخاب او حجت داشته باشيم و بدانيم که بيش از ديگران دلسوز اسلام و مصالح مسلمين است؛ نه دلسوز خودش، بستگانش و باند و حزبش.

لازم است در همين‌جا تأكيد ‏كنم كه نبايد در كارهاي اجتماعي هم بركات توسل را فراموش كنيم. ما هم‌چنان‌که براي امور جزيي و فردي خود متوسل به حضرات معصومين(ع) مي‌شويم؛ بايد براي مصالح اجتماعي هم توسل داشته باشيم و از آن بزرگواران بخواهيم زمينه‏اي را فراهم كنند كه كسي بر سركار بيايد که مصالح اسلام و مسلمين را بيشتر رعايت كند.

 



[1] - انعام, 57.

[2] - يونس، 59.

[3] - التهذيب، ج 6، ص 218، باب من اليه الحکم.

[4] - وسائل الشيعة ، الحر العاملي، ج 12، ص 130:

وفي ( عقاب الأعمال ) عن محمد بن الحسن ، عن الصفار ، عن العباس ابن معروف ، عن ابن المغيرة ، عن السكوني ، عن جعفر بن محمد عن آبائه عليهم السلام قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله : إذا كان يوم القيامة نادى مناد أين أعوان الظلمة ومن لاق لهم دواتا ، أو ربط كيسا ، أو مد لهم مدة قلم ، فاحشروهم معهم .

[5] مقام معظم رهبری (مدظله العالی):

انتخاب فرد اصلح و دارای تقوا و تدبیر برای مقام مهم ریاست جمهوری - که در قانون اساسی جدید، دارای اختیارات وسیع در اداره­ی کشور است - وظیفه­ای شرعی و عقلی و انقلابی است، و کوتاهی در این امر یا در حضور در پای صندوق های رأی، خسارت های جبران ناپذیری به بار خواهد آورد.

ایشان فرمودند: اصلح کسی است که به فکر معیشت مردم، دین مردم، فرهنگ مردم و دنیا و آخرت مردم باشد.

و فرمودند: کسي را برگزينيد که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم يگانه و صميمي باشد، ساده‌زيست باشد و خود و خانواده و نزديکانش از فساد و اشرافي گري و اسراف دور باشند چرا که گرايش مسئولان به اشراف و تجمل آفت بزرگي است.

 

 



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت        

  عکس هايي از مراسم هفتگي هيئت شهدا در حمايت از دولت اسلامي 88/3/14



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت       ادامه مطلب 

  خلاصه سخنراني حجة الاسلام سيد عليزاده در تاريخ 88/2/17 (موضوع: راه رسيدن به معرفت)

ایام فاطمیه هم مانند محرم و صفر و دیگر ایام خاص، فرصتی است برای رشد یافتن و حرکت سریع­تر ما به سمت کمال. یک سکوی پرش است. این انتظاری است که از این فرصت­ها می­رود و تمنّا و تقاضای رشد یافتن در این فرصت­ها بیشتر است. پیش­تر عرض شد که برای استفاده از این فرصت­های استثنایی باید آگاهی­هایمان را در سطوح مختلف گسترش بدهیم تا به موفقیت برسیم. با معرفت وارد ماه رمضان، محرم و فاطمیه بشویم. در روایات و توصیه­های بزرگان تأکید روی این نکته شده است که زیارت با معرفت انجام بدهید.

مثلا ًدارد که هرکس زیارت آقا امام رضا علیه السلام را با معرفت انجام دهد بهشت بر او واجب می­شود. یا زیارت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را اگر با معرفت انجام بدهید بهشت بر شما واجب می شود.[1] نماز با معرفت­، قرآن خواندن از روی معرفت، گریه با معرفت و ... . انگار این توصیه­ها یک دورنما و یک قله­ای را برای ما ترسیم می­کنند تا ما به سمت آن حرکت کنیم. این معرفت چیست که اینقدر به آن توصیه شده است­؟ مگر کسانی­ که با معرفت زیارت می­کنند و یا نماز با معرفت می خوانند فرقشان با ما چیست؟ مگر آن­ها چه کار می کنند؟ آگاهی و علم با معرفت تفاوت دارد. آگاهی یعنی همین دانایی که ما داریم. همین چیزهایی که می­دانیم. معرفت یعنی چشیدن این دانایی­ها و درک حقیقت این آگاهی­ها­. علمی که از ته دل بجوشد. تفاوت آن­ها مثل تفاوت کسی است که می­داند آتش سوزاننده است با کسی که خودش سوخته است. اگر برای شما ساعت­ها از یک عطری توصیف کنم، هیچ معرفتی نسبت به آن عطر برایتان حاصل نمی­شود؛ فقط کافی است که یک شیشه عطر را بیاورم اینجا و درش را بردارم، بوی آن به مشام شما برسد. مفاهیمی چون:«خدا خوب است»؛ «خدا مهربان است»؛ «خدا زیباست»، دانایی­هایی هستند که ما داریم اگر این­ها را قبول کردیم تازه می شود اعتقاد، هنوز به درجه معرفت نرسیده­ایم.

خوب به معرفت برسیم که چه؟

این سوال اساساً اشتباه است و نشان می دهد که درک صحیحی از معنای معرفت وجود ندارد.

آن آگاهی و علم است که بعد از آن باید پرسید که چه؟

به همین خاطر هم هست که لذتی نمی بریم وقتی لا اله الا الله می گوییم.

آن عالم بزرگوار نزد استاد عارفش رفت؛ استاد به او گفته بود چطور نماز می خوانی؟

فرموده بود: به هنگام نماز به معانی آن توجه دارم. آن عارف بزرگوار فرموده بود: پس تو کی نماز می خوانی. علت اینکه من و تو از خوشی­های دنیا خوشمان می آید و لذت میبریم این است ما به معرفت نرسیده ایم هنوز کوچک هستیم.

خدایا ما خیلی از لذت­های دیگر را کنار گذاشتیم به دنبال خیلی مزه­ها نرفتیم؛ لذت این معرفت را به ما بچشان. بزرگ­ترین حاجت­ها و آرزوها را هم  که داشته باشی، وقتی کنار ضریح با صفای ابا عبدالله الحسین علیه السلام  قرار می گیری همه آنها یادت میرود. یک برقی از معرفت حسین علیه السلام سراسر وجودت را فرا می گیرد که تمام غصه­ها ی خودت را فراموش می­کنی. این یعنی معرفت. می خواهیم قبر ابا عبدالله الحسین علیه السلام را با معرفت زیارت کنیم؛ معرفت پیدا کنیم به خود امام حسین علیه السلام به مادر حسین به پدر حسین، به برادر حسین، به خواهر حسین.

و الا معرفت به آتش و عطر گل مریم که معنایی ندارد.

راه رسیدن به این معرفت چیست؟ من چه جوری باید به این معرفت برسم؟

راه رسیدن به معرفت این است که به آگاهی­ها و دانسته­هایی که داریم احترام بگذاریم.

احترام به آگاهی­ها این است که به آنها عمل کنیم.

مصیبت بزرگ ما این است که آگاهی­هایمان نسبت به علممان زیادتر است.

به میزان آگاهی­هامان عمل نمی کنیم.

اساساً آگاهی­های زیاد بدون عمل مضرّ است. ما آگاهی­های لازم برای رشد یافتن را داریم. خوبی­ها و بدی­ها را می­دانیم. اگر به همین دانسته­ها عمل کنیم شایسته هدایت خدا خواهیم شد.  آگاهی­ها و دانسته­ها مانند آب زلال می مانند که وارد دریاچه وجود ما می­شوند اگر به کار بسته نشوند تبدیل به مرداب خواهند شد که رویش خزه می بندد و گلهای قشنگی هم می روید؛ ظاهری زیبا و باطنی کثیف و آلوده دارد. در روایت دارد: العالم بلا عمل کالرامی بلا وتر.[2] کسی که علم دارد ولی عمل نمی کند مانند تیر کمانی است که زه ندارد این نمی تواند تیری را پرتاب کند.  

عمل نکردن به آگاهی ها و یا عمل کردن به خلاف آن خطرات زیادی را به دنبال دارد .

یکی از آن­ها این است که کم کم آن علم را هم بی فایده می کند وعقل را از بین می برد.

مگر مردم مدینه حضرت زهرا سلام الله علیها را نمی شناختند؟ پس چرا حضرت در خطبه فدکیه می فرمایند: أیها الناس إعلموا أنی فاطمه و أبی محمد صلی الله علیه و آله.[3]

به خاطر این که از بس رفتار آنها خلاف آگاهی­هایشان بود که حتی از یک امر به این واضحی هم غافل شدند.

اگر به آگاهی­هایمان احترام گذاشته و عمل کنیم به معرفت خواهیم رسید و از عبادت ها لذت خواهیم برد و احساس تکراری بودن از آن نخواهیم داشت. کسانی که به معرفت رسیده باشند صحبت­ها و موعظه­ها برایشان تکراری نیست هر بار که می شنوند برایشان تازگی دارد. وجود نازنین پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم گاهی به بعضی از اصحاب می فرمودند که مرا موعظه کنید. مگر ایشان خودشان نمی دانستند. چرا می دانستند منتهی اهل معرفت از بیان مواعظ هم برای رشد بیشتر استفاه می کنند و لذت می بردند.

 



[1] - حدثنا محمد بن علي ماجيلويه رضي الله عنه قال : حدثنا علي بن إبراهيم بن هاشم عن أبيه عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني عن أبي جعفر محمد بن علي الرضا عليه السلام قال : ضمنت لمن زار أبي عليه السلام بطوس عارفا بحقه الجنة على الله تعالى . عيون أخبار الرضا (ع) - الشيخ الصدوق - ج 1 - ص 286 - 287

وحدثني محمد بن جعفر ، عن محمد بن الحسين ، عن الحكم بن مسكين ، عن هند الحناط ، قال : سمعت أبا عبد الله ( عليه السلام ) يقول : من زار الحسين ( عليه السلام ) عارفا بحقه يأتم به غفر الله له ما تقدم من ذنبه وما تأخر.

كامل الزيارات - جعفر بن محمد بن قولويه - ص 264

حدثنا أبي ( رحمه الله ) ، قال : حدثنا سعد بن عبد الله ، قال : حدثنا أحمد ابن محمد بن عيسى ومحمد بن الحسين بن أبي الخطاب ، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر البزنطي ، قال : سمعت الرضا ( عليه السلام ) يقول : ما زارني أحد من أوليائي عارفا بحقي إلا شفعت فيه يوم القيامة .

الأمالي - الشيخ الصدوق - ص 181

 

 

[2] - موسوعة العقائد الإسلامية - محمد الريشهري - ج 2 - پاورقى ص 486 به نقل از: دستور معالم الحكم : 26 .

[3] - مواقف الشیعه ، احمدی میانجی،  ج1، ص458.



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت        

  عکس‌هايي از فاطميه دوم در تاريخ 88/3/7

جهت نمايش ادامه عکس ها اينجا را کليک کنيد



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت       ادامه مطلب 

  عکس‌هايي از مراسم هفتگي هيئت شهدا در تاريخ 88/2/30

جهت نمايش ادامه عکس ها اينجا را کليک کنيد



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت       ادامه مطلب 

  عکس‌هايي از مراسم هفتگي هيئت شهدا در تاريخ 88/2/24




+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت       ادامه مطلب 

  دانلود مداحي مراسم شب شهادت حضرت زهرا فطميه اول – هيئت شهدا – 17/2/88

قسمت يکم - بخش آغازين

قسمت دوم - روضه

قسمت سوم - سينه زني

قسمت چهارم - سنگين

قسمت پنجم - سنگين واحد

قسمت ششم - شور



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت        

  عکس‌هايي از مراسم شب شهادت حضرت زهرا (س) فاطميه اول در تاريخ 88/2/17



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت       ادامه مطلب 

  عکس‌هايي از مراسم ميلاد حضرت زينب در تاريخ 10/2/88

مراسم جشن ميلاد حضرت زينب هيئت شهدا 3-2-88

بقيه عکس‌ها را مي‌توانيد در اين قسمت مشاهده کنيد



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت       ادامه مطلب 

  خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین سیدمهدی خضری 3/2/88 (موضوع: مهمانی خدا)

احکام

غیبت: معیارهای غیبت:
۱- آن عیب واقعیت داشته باشد.
۲- فرد غیبت شونده از شنیدن آن سخن ناراحت شود.
۳- غیبت به قصد تنقیص باشد یا عرف از آن تنقیص بفهمد.
[۱]

سخنرانی

موضوع : مهمانی خدا

همه مومنان مشتاق شرکت در مهمانی خدا هستند؛ ولی فرصت مهمانی خدا در طول زندگی ما بسیار کوتاه است.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
کسی که به حج و عمره می رود مهمان خداوند است پس تا به خانه اش برگردد مهمان خداست.
خیلی ها در حسرت شرکت در مهمانی خدا ماندند و از دنیا رفتند و جزو ضیوف الرحمن نشدند.
ماه مبارک رمضان هم ماه ضیافت خداست و روزه داران نیز ضیوف الرحمن هستند پیامبر خاتم می فرماید:شهرٌ دعیتم إلی ضیافة الله.
[۲]
اما تعاداد این مهمکانی هم در طول عمر مفید ما زیاد نیست خیلی وقتها انسان غفلت  و کاهلی و ضعف جسانی در پیریفیض حضور در این مهمانی را از دست می دهد.
انسان های زرنگ تنها منتظر مهمان شدن در خانه خدا و ماه خدا نیستند؛ بلکه خدای کریم را دعوت می­کنند و خود میزبان خدا می­شوند.
اما چگونه خدا مهمان ما می شود؟
نقل می کنند: فرزند یکی از اولیاء خدا از پدر سوال کرد: خدای با آن عظمت چگونه مهمان ما می شود؟ پدر جواب پسر را در زمان گذر از بازار داد. وقتی که قسمتی از سقف بازار را نشان داد که شکسته بود و ستونی از نور خورشید داخل بازار می­تابید­. پدر گفت: اگر انسانی هم بشکند خدا نزد او حاضر می شود.
پیامبر صلی الله علیه و آله در جواب سوالی که گفتند: «أین الله» فرمود: عند المنکسرة قلوبهم.
انکسار قلوب به صورت دائمی به راحتی نیست انسان باید قلبی داشته باشد که قابلیت شکسته شدن را داشته باشد اگر شما ذرات سیمان را داخل آب شفافی بریزید، ابتدا رنگ آب عوض می­شود و با زیاد شدن ذرات و دانه های سیمان آن آب زلال را تبدیل به سنگ خواهد کرد.
گناه نیز ذره ذره قلب انسان را تبدیل به سنگِ غیر قابل شکسته شدن می کند که دیگر پذیرای حق نیست.
گاهی قلب انسان بدتر از سنگ می شود.
سوره بقره آیه ۷۴:
ثم قست قلوبكم من بعد ذلك فهي كالحجارة أو أشد قسوة وإن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهار وإن منها لما يشقق فيخرج منه الماء وإن منها لما يهبط من خشية الله وما الله بغافل عما تعملون
بچه ها خیلی گریه می کنند اما همیشه به آن ها توجه نمی شود ولی اگر دل آن ها بشکند همه سعی می کنند دل آنان را بدست آورند؛ اگر کسی واقعاً شرمنده و دل شکسته باشد مورد توجه خدا است .
دعای کمیل زبان حال یک انسان دل شکسته است.
بعضی­ها هستند که دوست دارند همیشه حتی بعد از مرگشان هم مهمان خدا باشند و این با شهادت بدست می­آید: بل احیاء عند ربهم یرزقون.
آنها همیشه عند رب هستند و این  بالاترین مقامی است که شهید به آن می رسد برای همین بود که بچه های ۱۶ ساله به امام التماس می کردند که خدا شهادت را نصیب آنها کند.
حضرت سید الشهدا علیه السلام، سالار شهداست و در مهمانی خدا از همه به خدا نزدیک تر است لذا امام باقر علیه السلام می فرمایند:
هرکس ابا عبدالله را شب جمعه زیارت کند زیارت خدا را درک می کند و خدا از او دیدار می نماید، و این نشانه اوج تقرّب و عنایت خدا به امام حسین علیه السلام است.
[۳]

 روضه

وقتی بچه ها دلشان می شکند دوبت دارند راحت گریه کنند و دیگران هم ناز آنها را می کشند. اما نقل شده در قسمتی از مسیر شام بچه ها را از ناقه ها پیاده کردند تا پیاده بیایند و اذیت شوند راوی می گوید دیدم از پای خانم سکینه خون جاری است تا جایی که از خستگی نشست با تازیانه به سراغ او رفتند اما او گریه نکرد و تنها میگفت: به خدا حسین را فراموش نمی کنم.
[۴]


[۱] - مقام معظم رهبری: سایت
[۲] - خطبه شعبانیه.
[۳] - با استفاده از بحث ویژگی های دعا آیت الله جوادی آملی.
] - حماسه عاشورا، احدی.



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت        

  عکس‌هايي از مراسم هفتگي هيئت شهدا در تاريخ 27/1/88

جلسه قرآن مراسم هفتگي هيئت 27/1/88

بقيه عکس‌ها را مي‌توانيد در اين قسمت مشاهده کنيد



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت       ادامه مطلب 

  خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین عليرضا محمدي نژاد در تاریخ 20/1/88 (موضوع: دين‌داري واقعي)

احکام شرعی
كارهایی كه باید برای آن وضو گرفت
1- نماز
به جز نماز میت که بدون طهارت نیز صحیح است.
2- سجده و تشهد فراموش شده
3- سجده سهو
توجه: كسی كه قرآن تلاوت می­كند، هنگامی كه به آیه سجده­دار­* ­رسید لازم نیست وضو داشته باشد یا رو به قبله شود.
[1]  
4- طواف واجب
5- لمس كردن و مس قرآن با پوست و سایر قسمت­های بدن
[2]
توجه: تماس موی بدن انسان با خط قرآن، بدون وضو اشكال ندارد.
سیستانی و مكارم: مسّ موی بلند و مویی که تابع پوست بدن نیست با آیات قرآن اشکال ندارد (و در صورتی كه پوست كوتاه و تابع بدن محسوب شود اشكال دارد.)
6- نذر مسّ قرآن
[3]
7- تطهیر (آب كشیدن) قرآن[4]
8- مس اسمای جلاله[5]
9- مسّ اسمای انبیا و ائمه علیهم السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها[6]
10- وضوی نذری[7] 

معارف اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع:
دین چه مسوولیتی را نسبت به انسان­ها بر عهده گرفته است؟
دین چه ثمراتی برای زندگی انسان دارد؟
دین­داری واقعی کدام است؟
تعهّدات دین نسبت به بشر را می­توان در دو عبارت خلاصه کرد و آن عبارت است از:
الف: تعیین و توجه دادن به هدف صحیح در زندگی. (عبودیت و بندگی خدا)
ب: شناساندن راه صحیح برای رسیدن به هدف. (عقاید ، احکام و اخلاق اسلامی­)
به عبارتی:
تعلیم عقاید و احکام اسلامی و ارائه اخلاق
[8]ِصحیح که حرکت طبق آن تعالیم همان قدم گذاشتن در راه مستقیم الهی برای رسیدن به مقام بندگی خدا است.
و در نتیجه این حرکت:
1-     کار و تلاش انسان­ ارزش پیدا می­کند و مورد قبول واقع می­شود.
2-     ایمان تقویت می­شود و ابعاد مختلف وجودی انسان رشد می­کند.
3-     استعدادها و نعمت­ها به بهترین نحو بکار گرفته می­شود و هدر نمی­رود.
4-     گوهر عمر ضایع نمی­شود و انسان عمرش برکت پیدا می­کند.
5-     انسان به آرامش می­رسد و دنیا و آخرت او و جامعه اطرافش اصلاح و آباد می­شود.
نحوه شناختن هدف و راه دین:
1-     قرآن
2-     عترت
چگونگی بهره­مندی از قرآن و عترت:
با ابزار علم و تقوا (عقل)
[9] به دو گونه:
الف: تخصصی:
آموختن علوم دینی و پیمودن مسیر متداول اجتهاد برای فهم صحیح قرآن و روایات و شناخت عقاید صحیح و دستورات و تکالیف الهی و... با استفاده از منابع دینی.
       عمومی:
برنامه مطالعاتی:
مطالعه ترجمه­­­­ای دقیق و عالمانه از قرآن
[10]­و منطبق کردن عقاید، اخلاق و رفتار فردی و اجتماعی با عقاید و اخلاق قرآنی و همچنین در مواقع مواجهه با شبهات و تفکرات انحرافی، مطالعه کتب عقاید و آموزش دین که توسط عالم­ترین کارشناسان علوم دینی تألیف شده و یا زیر نظر و مورد توجه آنان واقع شده باشد.
مطالعه رساله توضیح المسائل و کتاب های فتوایی و استفتائات عالمترین فقیه زمان برای حرکت عملی مطابق با رهنمودهای قرآن و عترت در جهت رسیدن به هدف.
مطالعه روایات اخلاقی اهل بیت علیهم السلام  با راهنمایی کارشناسان دینی که در فهم مسائل و فضائل اخلاقی خبره هستند.
برنامه زنده و حضوری:
ارتباط با عالمان و کارشناسان علوم دینی به منظور مشاوره­، پاسخ­یابی پرسش­های دینی و رفع شبهات اعتقادی و رفتارهای انحرافی و به طور کلّی جلوگیری از کج­روی­های علمی و عملی.
 راه­کارهای اساسی برای موفقیت و ادامه حرکت در صراط مستقیم:
1-   عبودیت: خود تصمیم گرفتن و قدم برداشتن در این راه موجب تقویت ایمان و موفقیت­های بعدی است.
2-   دعا، کمک خواستن و استعانت از درگاه الهی: که می­تواند رنگ، نوع و سرعت حرکت در راه بندگی را تغییر دهد.
[11]
3-   توسل و ارتباط با اهل بیت علیهم السلام: به عبارتی توجه قلبی، ­اعتقاد به مقام و منزلت و جایگاه اهل بیت علیهم السلام و در نهایت عمل به فرمایشات ایشان از موثرترین راه­های جلب رضایت الهی و استجابت دعای انسان است).
4-   ارتباط با عالمان و کارشناسان دینی و حضور در مجالس موعظه و معارف دینی: که یکی از نمونه­های مفید و کارآمد آن گسترش کمّی و کیفیِ هیأت­های مذهبی با نظارت و راهنمایی و حضور عالمان و کارشناسان دینی است که این دسترسی و ارتباط را برای عموم آسان می­کند.
نیازهای ضروری برای اجرای دین در جامعه:
1-     رهبری الهی
2-     اطاعت از رهبری، که خود از مصادیق آشکار بندگی خداست.
3-     ایجاد زمینه مناسب برای حرکت عملی همه افراد جامعه در مسیر تقوا و عمل صالح.
4-     استفاده درست از سرمایه­ها و استعدادهای علمی و عملی، اعم از دانشگاهی و حوزوی.
5-     بکارگیری شیوه­ها و روش­های علمی و کارآمد برای پیشرفت­ مادی و معنوی و دفع و رفع مشکلات مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی و ....


[۱] توضیح المسائل ده مرجع، م 1097.
[۲] - تماس با نوشته­های قرآنی برجسته یا گود: دست زدن به نوشته­های برجسته یا گود، مانند سنگ قبر؛ خط­های غیر متعارف، مانند خط کوفی، نوشته­های برعکس؛ کلمات قرآنی نیکو مانند: مؤمن، صبر (به قصد قرآن) و یا کلمات ناپسند، مانند: ابلیس و شیطان و همین طور حروف ناخوانا مانند الف در قالوا؛ فرقی با سایر عبارت­های قرآنی ندارند و دست زدن به همه  این موارد اشکال دارد.
[۳]اگر انسان نذر کرده باشد جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند؛ (مثلاً نذر کرده از روی احترام خطّ قرآن را ببوسد) وضو برایش واجب است.  توضیح المسائل ده مرجع، م 316.
[۵]برای آب کشیدن قرآنی که نجس شده یا بیرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتی که مجبور باشد دست یا جای دیگر بدن خود را به خط قرآن برساند باید وضو بگیرد، ولی چنانچه معطّل شدن به مقدار وضو، بی احترامی به قرآن باشد باید بدون اینکه  وضو بگیرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بیرون آورد، یا اگر نجس شده آب بکشد، و تا ممکن است از دست گذاشتن به خط قرآن خودداری کند. وضیح المسائل، ده مرجع، م­316.
* سیستانی و مكارم: بنابر احتیاط واجب.
[۶]مسّ اسمای باری تعالی به هر زبان و كیفیتی كه نوشته شده باشد،* بدون وضو جایز نیست. فاضل: كسی كه وضو ندارد، بهتر است اسمای باری تعالی را به هر زبان و كیفیتی كه نوشته شده باشد، مسّ­ نكند.  توضیح المسائل ده مرجع، م 319؛ امام، استفتائات، ج1، وضو، ص 47، س 79؛ خامنه­ای، أجوبه الاستفتائات، س 157 و س 164.
[۷]كسی كه وضو ندارد، تماس بدنش با اسامی انبیا و ائمه ع و حضرت زهرا س ، بنابر احتیاط واجب حرام است.سیستانی و فاضل: بهتر آن است که اسم مبارک پیغمبر ص و امام ع  و حضرت زهرا س را هم مس ننماید. ( البته اگر هتك حرمت و بی­احترامی باشد جایز نیست.)
مکارم و سبحانی: اگر هتک حرمت و بی­احترامی باشد حرام است.
توضیح المسائل ده مرجع، م 319؛ خامنه­ای، أجوبه الاستفتائات، س 164.
[۷]یكی از مواردی که باید برای آن­ وضو گرفت جایی است كه انسان نذر یا عهد کرده و یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد.  توضیح المسائل ده مرجع، م 316.
[۸] - استاد مطهری می نویسد : دین باعث به وجود آمدن اخلاق و تکالیف اخلاقی می گردد .
[۹] - در جلسات قبل شناختیم که عقل از نظر روایات همان چیزی است که انسان را به سوی بندگی خدا حرکت می­دهد و به اعمال شایسته فرا می­خواند.
[۱۱] - برای فارسی زبانان و کسانی که با زبان و لغت عرب آشنایی کاملی ندارند.
[۱۲] - ایاک نعبد و ایاک نستعین.



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت        

  عکس هایی از مراسم هفتگی هیئت شهدا در تاریخ 20/1/88

 

مراسم هفتگی هیئت شهدا در تاریخ 20/1/88

برای مشاهده ادامه عکس ها اینجا کلیک کنید



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت       ادامه مطلب 

  خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین عليرضا محمدي نژاد در تاریخ 6/1/88 (موضوع: دعا)

خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین عليرضا محمدي نژاد در تاریخ 6/1/88
موضوع سخنراني: دعا

قال رسول الله صلي الله عليه و آله:


أ­لَا أَدُلُّكُمْ عَلَى سِلَاحٍ يُنْجِيكُمْ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ يُدِرُّ أَرْزَاقَكُمْ ؟
آيا شما را راهنمايي کنم به سلاحي که از دشمنان نجات يابيد و روزيتان زياد شود؟


قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ تَدْعُونَ رَبَّكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدعاء.[1]
گفتند: بلى يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانيد و دعا كنيد، چون دعا، اسلحه مؤمن است».

*********
يکي از عباداتي که گاهي جنبه سازندگي­اش فراموش مي­شود، در حالي که بسيار محبوب خداي متعال است، مسأله دعا کردن و تقاضای از خداست.
اگر کمي در منابع اصلي امت اسلام، به خصوص در روايات و تأليفات علماي شيعه بنگريم توجه و تشويق به دعا و ارزش و اهميت آن فراوان ديده مي­شود.[2]
دعا دو گونه است، گاهي همين دعاهايي است که به صورت معتبر و به اصطلاح «ماثور»[3] از حضرات معصومين عليهم السلام به ما رسيده و ديگري دعاها و حوائجي است که ما به صورت عاميانه با خدا مطرح مي­کنيم و اين دومي «مخ العبادة» معرفي شده است،[4] مُخ به خالص هر چيزي گفته مي­شود و در لغت مي­گويند: مخ كل شي‏ء: خالصه.[5]چرا که با تمام توجه و حضور قلب درخواست مي­شود؛ و حتي کسي که نمازش را نمي­تواند با توجه بخواند گاهي در درخواست حوائجش بسيار توجه پيدا مي­کند و لذا همين توجه، بسيار با ارزش بوده و زمينه را براي بندگي فراهم مي­کند و نه تنها عبادت است؛ بلکه افضل عبادات به شمار رفته است.[6]
بعضی از ما فقط در گرفتاري­ها دست به دعا می­شويم.[7] ولی سيره انبياء الهي و حضرات معصومين عليهم السلام بر اين بوده که زياد دعا مي­کردند[8].
اصولاً کسي اهل دعا مي­شود[9] که ارزش خدا هم پيش او بالا رفته باشد، چرا که:
امام صادق عليه السلام فرمودند: مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ مَنْزِلَتَهُ عِنْدَ اللَّهِ فَلْيَنْظُرْ مَنْزِلَةَ اللَّهِ عِنْدَهُ فَإِنَّ اللَّهَ يُنْزِلُ الْعَبْدَ مِثْلَ مَا يُنْزِلُ الْعَبْدُ اللَّهَ مِنْ نَفْسِهِ.[10]
كسى كه مى‏خواهد ببيند رتبه‏اش نزد خدا چگونه است، ببيند رتبه خدا نزد او چطور مى‏باشد، چون خداوند سبحان، بنده را در همان مقامى جاى مى‏دهد كه بنده، آن مقام را به خدا مى‏دهد.
دعا سلاح انبياء و اولياي خداست[11] ؛ فرمودند: خوشا به حال زاهدان در دنيا که از جمله صفات آنان اين است که قرآن را شعار خود و دعا را دثار خود برگزيده­اند.
شعار به لباسي گفته مي­شود که مماس با پوست بدن است و بين آن با بدن فاصله­اي نيست و لذا عمل نيز شعار مومن معرفي شده است و دِثار لباس روي  آن را مي­گويند؛ کنايه از اين­که بايد دعا در بسياري از اوقات همراه مومنين باشد[12]و به اصطلاح هميشه دست به آسمان باشد.
در حال رخاء نيز دعا مفيد و مؤثر است؛ امام صادق عليه السلام فرمودند:
إِنَّ الدُّعَاءَ فِي الرَّخَاءِ يَسْتَخْرِجُ الْحَوَائِجَ فِي الْبَلَاءِ.[13]
دعا در حال راحتى و آسايش نيازمندي­هاى در حال بلا را برآورده مي­کند.
چند نکته که در مورد دعا خوب است بدانيم:
1-     نام بردن حوائج را خدا دوست دارد.[14]
2-     بهترين دعاها همان­هايي است که انسان بر زبان جاري مي­کند.[15]
3-     دعا کننده و آمين گو در مزد و ثواب دعا شريکند.[16]
4-     از بهترين دعاها که محبوب خداست و در پرونده اعمال سنگين است صلوات بر محمد وآل اوست. صلوات الله و سلامه عليه و آله.[17]
5-     مؤثرترين عامل در استجابت دعا، اطاعت فرمان خداست.[18]
شخصي مي­گويد خدمت امام صادق عليه السلام عرض کردم: آيَتَانِ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا قَالَ وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ [19]فَنَدْعُوهُ وَ لَا نَرَى إِجَابَةً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَةِ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ قُلْتُ وَ مَا جِهَةِ الدُّعَاءِ قَالَ تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْكُرُ نِعَمَهُ عِنْدَكَ ثُمَّ تَشْكُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ ص ثُمَّ تَذْكُرُ ذُنُوبَكَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِيذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَةُ الدُّعَاءِ ثُمَّ قَالَ وَ مَا الْآيَةُ الْأُخْرَى قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ [20]وَ إِنِّي أُنْفِقُ وَ لَا أَرَى خَلَفاً قَالَ أَ فَتَرَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِكَ قُلْتُ لَا أَدْرِي قَالَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمُ اكْتَسَبَ الْمَالَ مِنْ حِلِّهِ وَ أَنْفَقَهُ فِي حِلِّهِ لَمْ يُنْفِقْ دِرْهَماً إِلَّا أُخْلِفَ عَلَيْهِ.


[1] الكافي، ج‏2، 468.   
[2] - ر.ک: قرآن کریم سوره های مؤمن،60؛ نمل، 62؛ انعام،43 و 44 و 63؛ انبیاء، 90­؛ کتاب شریف کافی، ج2، ص 446،که بیش از 110 صفحه، شامل 60 باب، اختصاص به روایات پیرامون دعا دارد؛ خطبه ها، نامه ها و حکمت های نهج البلاغه؛ صحیفه سجادیه در دعاهای مختلفی که درباره  درخواست حوائج(13)، هنگام سختی و رنج  وکارهای دشوار(22)، برای پدر و مادر(24) ، در تضرع وزاری و خضوع و فروتنی (51)و ... وارد شده، ارشاد القلوب دیلمی، ج1، باب چهل و هفتم؛ عدة الداعی و نجاح الساعی نوشته ابن فهد حلی؛ مهج الدعوات و منهج العبادات  تألیف سیدبن طاووس؛ مفتاح الفلاح تألیف شیخ بهایی و..؛ همچنین سید بن طاووس نقل می کند که در در کتابخانه شخصی اش بیش از هفتاد جلد کتاب دعا از پیامبر ص و ائمه معصومینن علیهم السلام وجود دارد که کتاب هایی مانند مهج الدعوات را از آن ها تهیه کرده است.
[3] - روایت شده از امام معصوم علیه السلام.
[4] - عَنِ النَّبِيِّ ص أَفْزِعُوا إِلَى اللَّهِ فِي حَوَائِجِكُمْ وَ أَلْجِئُوا إِلَيْهِ فِي مُلِمَّاتِكُمْ وَ تَضَرَّعُوا إِلَيْهِ وَ ادْعُوهُ فَإِنَّ الدُّعَاءَ مُخُّ الْعِبَادَةِ وَ مَا مِنْ‏مُؤْمِنٍ يَدْعُو اللَّهَ إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُ فَإِمَّا أَنْ يُعَجِّلَ لَهُ فِي الدُّنْيَا أَوْ يُؤَجِّلَ لَهُ فِي الْآخِرَةِ وَ إِمَّا أَنْ يُكَفِّرَ عَنْهُ مِنْ ذُنُوبِهِ بِقَدْرِ مَا دَعَا مَا لَمْ يَدْعُ بِمَأْثَمٍ. عدة الداعي و نجاح الساعي ،ص40.
[5] مجمع البحرين، ج‏2، 442، باب ما أوله الميم ، ص : 442 و  لسان العرب ، ج‏3، 52 ،فصل الميم،  ص52.
[6]
- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ (غافر: 60) قَالَ هُوَ الدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الدُّعَاءُ قُلْتُ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ (التوبة : 114) قَالَ الْأَوَّاهُ هُوَ الدَّعَّاءُ . الكافي ج : 2  ص :  466
[7] - از حضرت امام باقر- عليه السّلام- روايت است كه فرمود:
«ينبغى للمؤمن ان يكون دعاؤه في الرّخاء نحوا من دعائه في الشّدّة، ليس اذا اعطى فتر و لا يملّ من الدّعاء فانّه من اللَّه بمكان»
بر مؤمن سزاوار است همان گونه كه در شدّت و سختى دعا مى‏كند، در روزگار آسايش و نعمت نيز دعا نمايد و شايسته نيست كه چون حاجتش بر آورده شد، سست شود و از دعا خسته گردد، زيرا دعا نزد خداوند سبحان، منزلت دارد. عدة الداعی و نجاح الساعی، ص200.
[8] -  عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ  عَزَّ وَ جَلَّ فِي الْأَرْضِ الدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الْعَفَافُ قَالَ وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع رَجُلًا دَعَّاءً.
الكافي ج 2 ،ص468، ح8.
[9] - منظور درخواست و خواستن از خدا است نه صرف خواندن دعاهای متداول.
[10] ِعدة الداعي و نجاح الساعي، ص 180و در روایت دیگری در بحار الانوار آمده که حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند:
وَ مَنْ أَرَادَ مِنْكُمْ أَنْ يَعْلَمَ كَيْفَ مَنْزِلَتُهُ عِنْدَ اللَّهِ فَلْيَنْظُرْ كَيْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوبِ كَذَلِكَ مَنْزِلَتُه‏.     
[11] - قال امیر المومنین علیه السلام: الدّعاء سلاح الأولیاء.
غررالحکم، شرح آقا جمال خوانساری، ج1،ص 198و ر.ک: الکافی، ج2، ص468.
[12] - قال امیر المومنین علیه السلام: طوبى للزّاهدين فى الدّنيا، الرّاغبين فى الآخرة، اولئك  اتّخذوا الارض بساطا، و ترابها فراشا، و ماءها طيبا، و القرآن شعارا، و الدّعاء دثارا، و قرضوا الدّنيا على منهاج المسيح عيسى بن مريم على نبيّنا و عليه السّلام.
شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم ، ج‏4، ص : 268
[13] - الکافی، ج2، ص 372.
[14] - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْفَرَّاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَعْلَمُ مَا يُرِيدُ الْعَبْدُ إِذَا دَعَاهُ وَ لَكِنَّهُ يُحِبُّ أَنْ تُبَثَّ إِلَيْهِ الْحَوَائِجُ فَإِذَا دَعَوْتَ فَسَمِّ حَاجَتَكَ  وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ قَالَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَعْلَمُ حَاجَتَكَ وَ مَا تُرِيدُ وَ لَكِنْ يُحِبُّ أَنْ تُبَثَّ إِلَيْهِ الْحَوَائِجُ.الكافي ج2 ، ص 476.
[15] - سعد بن عبدالله به سند خود در کتاب الدعا از زراره روایت کرده است که گفت: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: به من دعایی بیاموزید . در پاسخم فرمود: بهترین دعا آن است که بر زبانت جاری گردد.
[16]-  عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ الدَّاعِي وَ الْمُؤَمِّنُ فِي الْأَجْرِ شَرِيكَانِ. الكافي، ج 2،  ص 487.
[17] - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ مَا فِي الْمِيزَانِ شَيْ‏ءٌ أَثْقَلَ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَتُوضَعُ أَعْمَالُهُ فِي الْمِيزَانِ فَتَمِيلُ بِهِ فَيُخْرِجُ ص الصَّلَاةَ عَلَيْهِ فَيَضَعُهَا فِي مِيزَانِهِ فَيَرْجَحُ بِهِ الكافي، ج2،  ص494.
[18] -  الكافي، ج 2،  ص486.
[19] - غافر:­60.
[20] - سبأ : 39.



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت        

  خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین سیدمهدی خضری 15/12/87 (موضوع: وارثان امروز سرمایه‌داران فردا)

خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین سید مهدی خضری در تاریخ 15 /12/87

موضوع : وارثان امروز سرمایه داران فردا

بعضی آدمها بدون اینکه زحمتی بکشند یک شبه صاحب سرمایه‌های زیادی از ارث می‌شوند؛ ولی آن را نمی توانند حفظ کنند و از دست می‌دهند.
در مقابل کسانی هستند که سرمایه کمی دارند ولی آن را زیاد می‌کنند.
ما امروز وارث بیشترین سرمایه‌ها و گنجینه‌ها هستیم ما بدون این که زحمتی کشیده باشیم وارث فرهنگ دفاع مقدس هستیم، آن نسلی که این گنجینه عظیم را خلق کرد خود دارای این سرمایه نبود آن‌ها این همه الگو نداشتند.
خداوند این سرمایه را بی‌جهت و ارزان در اختیار ما قرار نداده است؛ بلکه اراده خدا بر این است که نسلی از این سرمایه‌ها استفاده کند و انسانی تربیت شود تا آن انسان خالق بزرگ‌ترین فرهنگ و تمدن بشری و الهی یعنی حکومت حضرت حجت علیه السلام باشد.
اگر ما از این ثروت استفاده صحیح نکنیم بزرگ‌ترین خسارت را کرده‌ایم بعضی‌ها تنها نگاه به ظواهر و سطح این فرهنگ دارند و لذا از آن باری زیاد برنمی‌دارند.
اگر ما از این ثروت استفاده صحیح نکنیم بزرگ‌ترین خسارت را کرده‌ایم بعضی‌ها تنها نگاه به ظواهر و سطح این فرهنگ دارند و لذا از آن باری زیاد برنمی‌دارند.
دفاع مقدس ریشه‌هایی دارد که معرفت و عمل به آن، ما را بهره‌مند خواهد کرد امشب 4 ریشه را ذکر می‌کنیم:
1- خدامحوری:
دوستی‌ها، حب و بغض‌ها، قدم‌ها و تصمیمات همه بر اساس خدا بود.
2- ولایت مداری:
در طول دوران غیبت به علت خفقان و فشارها ولایت فقها بروز نداشته و تنها در حدّ رساله و تبعیت از احکام شرعی بوده است؛ اما با حرکت امام خمینی (ره) زمینه جانفشانی و ایثارگری در راه ولایت فراهم شد.
3- خودباوری:
در طول سالیان دراز در ذهن ما این را قالب کردند که شما توانایی و قدرت اداره خود و پیشرفت را ندارید؛ اما شهدا به ما این را ثابت کردند که ما می توانیم.
4- پایداری:
شهدا در آن راهی که وارد شدند ایستادند و عقب نشینی نکردند، آن‌ها این پایداری را ابتدا از جهاد با نفس شروع کردند: إنَّ الذینَ قالُوا ربّنا الله ثُم استَقامُوا.
بعضی‌ها در دینداری خود پایداری ندارند، در هیات دیندارند ولی در منزل، محل کار و ...استقامت در دینداری ندارند و تحت تأثیر محیط اطراف خود قرار می‌گیرند.



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت        

  خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین محمدي‌نژاد در تاريخ 25/11/87 (موضوع: عقل چيست؟)

خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین محمدي‌نژاد در تاريخ 25/11/87:

احکام شرعی
اهميت طهارت و پاکيزگی
همه‌ی چیزها پاکند؛ مگر بعضی چیزها که نجاسات نامیده می‌شوند.
خون یکی از نجاسات است.
خون حیوان خونگرم که خون جهنده دارد نجس است؛ پس خون ماهی چون جهنده نیست پاک است.
اگر ظاهر بدن کسی خونی شود پس از برطرف شدن خون (عین نجاست) باید یک بار با آب قلیل شست.
اگر باطن بدن انسان (مانند داخل دهان و بيني) نجس شود، همين‌كه نجاست از بين برود، پاك مي‌شود؛ مثلاً اگر از لثه‌ها خون بيايد و در آب دهان از بين برود، يا خون را بيرون بريزد، ‌دهان پاك است؛ و آب كشيدن داخل آن لازم نيست [1]
نجس شدن غذا در دهان
اگر غذا در دهان، با خون لثه تماس پيدا كند، آيا حتماً بايد آنها را آب كشيد؟
امام، خامنه‌ای: بله، غذا در اثر تماس با خون دهان نجس می‌شوند و بنابر احتياط واجب بايد آب کشيده شوند. [2]
مکارم: غذا نجس می‌شود و احتياط آن است که آب بکشند. [3]
بهجت: ظاهر غذا نجس می‌شود و لازم است آب كشيده شود. [4]
فاضل: غذا پاک است و آب کشيدن لازم نيست. [5]
سيستانی: غذا به ملاقات با خون نجس نمی‌شود. [6]

معارف اسلامی
عقل چیست، عاقل به چه کسی گفته می‌شود و ثمرات عقل در زندگی انسان کدام است؟
در روایات اهل‌بیت علیهم السلام صفات انسان‌های عاقل معرفی شده است و جهل در مقابل عقل قرار گرفته، نه در مقابل علم. [7] که این نکته‌ی قابل دقّتی است.
بر طبق معارف اسلامی، انسان عاقل اطاعت فرامین الهی را برخود واجب دانسته و در دستور کار اول برنامه‌های روزانه‌ی خود قرار می‌دهد.
فرمودند:أَعْقَلُكُمْ أَطْوَعُكُم.[8] عاقل‏ترین شما اطاعت كننده‏ترین شماست.
پس گرچه آموختن برخی علوم ، لازم و گاهی واجب است؛ ولی لزوماً فرد عالم، عاقل نیست؛ بلکه علم می‌تواند مقدمه‌ای برای عاقل شدن و بندگی خدا باشد. [9]
باید با دستورات دین آشنا شویم و بفهمیم که خدا از ما چه خواسته تا با انجام آن بنده‌ی خوب او باشیم.[10]
پیامبر اسلام به معنای واقعی عبد(‌بنده) خداست و در نماز واجب است این را گواهی دهیم. عبد خدا کسی است که هر جا دستوری از پروردگار متعال رسیده، تخلّف نکرده‌ و طبق میل خود رفتار نکند‌.
در نماز می‌خوانیم: أشهد أن محمد عبده و رسوله.
هر که بویی از انسانیت به مشامش خورده‌، معترف است نبی مکرم اسلام و اهل بیت بزرگوار ایشان علیهم السلام، عاقل‌ترین افراد در عالم خلقت هستند که در زمان حیات شریفشان دارای سلامت روح و فکر و رفتار و همین‌طور مایه‌ی ترقی و نشاط و پاکی جامعه بوده‌اند و پس از فوت یا شهادت نیز دستورات و رهنمودهای الهی آنان و الگوگیری از روش زندگی ایشان، مایه‌ی پیشرفت فرد و جامعه شده است.
علت این بزرگی و عظمت، عبودیت است؛ عبودیتی آمیخته با تعقّل.

خدمت امام صادق علیه السلام عرض شد: عقل چيست؟ حضرت فرمود: عقل آن چيزى است كه به سبب آن خداى متعال عبادت شده( العقلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ) و بهشت كسب شود( وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ). آن شخص می‌گويد: گفتم پس آنچه معاويه داشت چه بود؟ فرمود: آن نيرنگ است، آن شيطنت است، آن نمايش عقل را دارد؛ ولى عقل نيست.[11]
بسیاری از گرفتاری‌های مردم، به کم هوشی ارتباطی ندارد؛ بلکه به هوس‌‌ها و امیال آنان مرتبط است؛ چرا خانواده با وجود همه‌ی امکانات مادّی، افرادی فاسد و لاابالی تحویل جامعه می‌دهد؟ چرا یک استاد دانشگاه به خاطر عدم کنترل هوس‌ها با نیم قرن سنّ و داشتن همسر و فرزند به بی‌آبرویی می‌افتد؟ چرا گاهی یک انسان بازاری و حسابگر اقتصادی نمی‌تواند یک روز آرام و بی‌تنش را بگذراند؟ و چرا آمار افسردگی‌ها و بیماری‌های روانی بیشتر می‌شود؟چون عقل است که آرامش می‌دهد و خدا خواسته انسان با بندگی عاقل شود، خود را اصلاح کند، جامعه و جهان را اصلاح کند. این همان معنای واقعی اصلاحات دینی است. اگر انسان می‌خواهد زندگی آرام و دنیای خوب و آخرتی زیباتر داشته باشد، باید حرف خالق خود را گوش کند. او که انسان را آفریده از همه بیشتر به گرفتاری‌ها و راه رفع و خروج از آن‌ها آگاهی دارد.
مردى براى ابوذر غفارى نوشت ، چيزى از علم را به من هديه كن. ابوذر در پاسخ نوشت : علم ، بسيار است ، ولى اگر بتوانى به آنكه دوستش ‍ دارى‌، بدى نکنی، چنين كارى را انجام بده.
او گفت : مگر كسى به چيزى كه دوستش دارد بدى مى‌كند؟ابوذر گفت : آرى‌، تو جانت را از همه چيز بيشتر دوست دارى‌، وقتى كه گناه كردى‌، در حقيقت به جان خود بدى نموده‌اى.[12]
حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: از هيچ چيز مترس مگر از گناه خود.[13]
در روایت دیگری آمده که وقتى انسان هواسرانى (مذموم) و شهوت رانى (مذموم) مى‌كند‌، عقل او مى‌رود[14] . و عقل که رفت انسان به گرفتاری می‌افتد.

________________________________________
1- توضيح المسائل ده مرجع، م216.
2- توضيح المسائل‌ده مرجع، با استفاده از 216و 217؛ امام، استفتائات، ج1، س258؛ خامنه‌ای: استفتا.
3- مکارم، توضيح المسائل، م236 و استفتائات جديد، ج2، س 31 و استفتا.
4- بهجت،توضيح المسائل، م219و220 و استفتائات، ج1، س203.
5- فاضل، توضيح المسائل، م221 و جامع المسائل، ج1، س 56.
6- سيستانی، توضيح المسائل، با استفاده از م215 و 216 و استفتا.
7-رک: الكافي، ج‏1، ص،10، ‏كِتَابُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْل.‏
8- امیر مؤمنان علی علیه السلام ، غرر الحكم ح2830 .
9- تصور نشود که بندگی به نماز و روزه و گاهی هم دعا و مناجات خلاصه شده است؛ بلکه بندگی تطبیق تمام اعمال و رفتار و نیّات و معتقدات با کامل‌ترین الگوی بندگی و در نتیجه عزّت و ارزش یافتن انسان در محضر پروردگار متعال است.
10 - حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمودند: الاًعمالُ بِالخُبرَةِ؛ كارها به آگاهى است يعنى وقتى نيكو واقع شود كه از روى علم و دانش انجام شود. شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم، ج‏1، ص18،37.
11- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ فَقَالَ تِلْكَ النَّكْرَاءُ تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْل‏. الكافي ، ج‏1، 11 كتاب العقل و الجهل،ح3.



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت        

  خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین سید علی‌زاده در تاريخ 17/11/87 (موضوع: حساسیت درجامعه دینی)

خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین سید علی‌زاده در تاريخ 17/11/87:

موضوع سخنراني: حساسیت درجامعه دینی

یکی از ویژگی های دوران نوجوانی و جوانی این است که انسان به سر و وضع ظاهریش خیلی می رسد.
جوانی بود به نام مصعب بن عمیر (۱) که خیلی به تیپ ظاهریش می رسید و چون خوش چهره هم بود تمام فکر و ذکرش را این مسائل پرکرده بود.
وقتی مصعب با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آشنا شد به کلی تغییر کرد (۲)، پیامبر دید ِ او را به زندگی وسیع‌تر کرده بود و دیگر تیپ زدن خیلی برایش مهم نبود.
البته مرتّب می‌گشت ولی دیگر به چیزهای مهم‌تری فکر می‌کرد.
مصعب بعدها قاری قرآن شد و چون صدای خوبی هم داشت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم او را برای تعلیم قرآن به شهرهای مختلف می‌فرستاد تا در آخر در جنگ احد به شهادت رسید. (۳)
چه اتفاقی در وجود مصعب افتاده که او را دگرگون کرد؟

کلاً انسان ها را می توان به دو دسته تقسیم بندی کرد:
۱- آدم‌هایی هستند که بی‌تفاوت‌اند. نسبت به مسائل اطراف‌شان خیلی عکس‌العمل نشان نمی‌دهند.
این‌ها برای جامعه خطرناک هستند به خاطر اینکه مورد سوء استفاده عدّه‌ای منفعت طلب قرار می‌گیرند؛ بی‌تفاوتی پیامدهای ناخوشایندی دارد. یکی از پیامدهای بی‌تفاوتی ظلم‌پذیرشدن است. چنین افرادی در برابر ظلم سکوت می‌کنند.
در قضیه کربلا هم همین بی‌تفاوتی و سکوت در برابر ظلم سبب شد که فرزند رسول خدا را یاری نکنند.
یکی دیگر از پیامدهای بی‌تفاوتی این است که انسان‌ها بی‌غیرت می‌شوند؛حساسیت‌شان را نسبت به جامعه از دست می‌دهند.
2-انسان‌هایی که احساس مسؤولیت می‌کنند و دارای روح‌های حساسی هستند.
پیامبر گرامی اسلام با آوردن دین اسلام حساسیت‌های درونی انسان‌ها را تقویت کردند.
عمل کردن به دستورات اسلام و احکام اسلام باعث می شود انسان‌ها حساسیت‌شان نسبت به جامعه بالا برود.
بعنوان مثال شما احکام طهارت و نجاست را ببینید که چگونه می‌خواهد شما را از بی‌تفاوتی خارج کند. مثلاًً اگر در مسجد خونی روی فرش مسجد ریخته شود بر همه کسانی که در مسجدند واجب است مسجد را تطهیر کنید. و یا اگر حرامی در جامعه انجام شود نهی از منکر (با شرایطی که دارد) بر افراد واجب می‌شود.
آیا این احکام اسلام نیست که مسلمانان را نسبت به جامعه حساس کرده است؟
شما که می‌خواهید امر به معروف کنید بستر آن کجاست؟
خوب باید در جامعه باشد. لذا عمل کردن به دستورات اسلام انسان‌ها را از بی‌تفاوتی خارج می‌کند و نشاط و حرکت را در جامعه زیاد می‌کند.
منظور از حساسیت هم، حساسیتی است که با دین‌داری ایجاد می‌شود و عین تعقّل است. در حقیقت واقع بینانه عمل‌کردن است.
دین با هویت بخشیدن به انسان‌ها و تصحیح باورها و بالا بردن آرمان‌ها، انسان‌ها را از خواب غفلت بیدار می‌کند و آنها را نسبت به جامعه و هم نوعان حساس می‌کند.
دشمنان اسلام هم برای اینکه با اسلام مبارزه بکنند از همین راه وارد می‌شوند.
ابتدا می‌آیند جامعه دینی را تست می‌کنند که ببینند میزان این حساسیت‌ها چقدر است.
گاهی با کاریکاتور و یا یک مقاله، یک جوک و.... و اگر دیدند مردم حساس نیستند کارشان را انجام می‌دهند.
اگر دین‌داری تقویت بشود و در کنارش آگاهی و شناخت نسبت به زمان هم صورت بگیرد که العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس، حساسیت ما بالا می‌رود و آن‌وقت انسان‌ها در مقابل زشتی‌ها عکس‌العمل تهاجمی خواهند داشت.این خود به خود یک شجاعتی را در وجود انسان به وجود می‌آورد و انقلاب اسلامی ما هم یکی از اثرات همین حساسیّت‌ها بود که از تعالیم حیات بخش اسلام نشأت گرفت.

۱- ابن اثير در کتاب نهايه مي‌نويسد‌: رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم از او ياد مي‌کرد و مي‌فرمود‌: «در مکّه کسي را خوش‌خوتر و خوش لباس‌تر و در ناز و نعمت‌تر از مصعب بن عمير نديدم.» المبارک بن محمد الجزری، ابن اثیر، النهايه فی غریب الحدیث، ج 2، ص274.
۲ - از سعد بن أبي وقاص نقل شده است که گفت: با مردمي در مکه همراه رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم در سختي معيشت بوديم و صبر مي‌کرديم. و در آن زمان مصعب بن عمير مرفّه‌ترين جوانان مکه بود و لباس‌هاي گران قيمت مي‌پوشيد و با پدر و مادرش زندگي مي‌کرد‌. امّا بعدها در راه اسلام چنان سختي و مشقتي کشيد که پوست به بدنش مانند پوست مار خشک شده بود.‌
۳- در اسدالغابه از عبيد بن عمير نقل شده است که گفت: رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم در مقابل جسد مصعب بن عمير که پرچم دار رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم بود و با صورتش به خاک افتاده بود ، ايستاد و اين آيه را تلاوت کرد‌: «و من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا».
در ميان مؤمنان مرداني هستند که به سر عهدي که با خدا بستند صادقانه ايستاده‌اند بعضي پيمان خود را به آخر بردند و در راه او شربت شهادت نوشيدند و بعضي ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلي در عهد و پيمان نداده‌اند.



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت        

  دانلود گلچين مراسم ماه محرم (سري اول مداحي)

 گلچيني از مداحي هاي دهه اول محرم ۸۷ هيئت شهدا (سري اول):

شعر و روضه حضرت عباس - شب تاسوعاي ۱۴۳۰

سينه زني - سنگين - شب شام غريبان

سينه زني - واحد

سينه زني - شور (سيدالشهدا)

سرود پاياني - شهدا

منتظر سري بعدي پيوندها باشيد...
توجه: دوستاني که تمايل دارند پيامک‌هاي هفتگي هيئت را دريافت نمايند مي‌توانند در قسمت "عضويت در خبرنامه" که در منو سمت چپ صفحه قرار داد در ادامه نام خود شماره تلفن همراه خود را نيز قيد نمايند.



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت        

  خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین سید مهدی خضری (موضوع: تمسخر پیامبر اعظم (ص))

خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین سید مهدی خضری در تاريخ 10/11/87

«احکام»
شک‌های مبطل
در جلسات قبل در مورد شک‌های مبطل صحبت شد و در این جلسه قسمتی ديگر از شک‌های مبطل را ذکر می‌کنيم:
در نماز چهار رکعتی اگر انسان شک کند که یک رکعت خوانده یا بيشتر؛
اگر شک کند دو رکعت خوانده یا پنج رکعت و بیشتر؛
اگر شک کند سه رکعت خوانده یا شش رکعت و بیشتر.
تذکر: البته اگر حالت شک باقی بماند باعث ابطال است ولی اگر با تامل تبدیل به گمان شود نماز باطل نیست. (1)

«معارف اسلامی»
عنوان: شکستن آینه
موضوع: تمسخر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و مؤمنین دیروز وامروز جهان


برخی از انسان‌های زشت طاقت روبرو شدن با آینه را ندارند و آینه را می‌شکنند.
این‌که می‌فرمایند مؤمن آینه مؤمن است بدین معنی است که شما در اعمال مؤمنان کاستی‌های خود را می‌بینید مثلا با دیدن نماز خوب یک مؤمن کاستی نماز خود را می‌بینید.
پیامبر صاحب بهترین نماز، بهترین اخلاق، بهترین بندگی، بهترین مهربانی و بهترین کرم است، برای همین پیامبر بهترین آینه خلقت است.
صاف‌ترین آینه خلقت زشتی آدم‌های زشت را به خوبی نشان می‌دهد.
توهین، تمسخر و تهمت از جمله روش‌های شکستن این آینه می‌باشد.
آنقدر پیامبر را اذیت وتمسخر کردند که درقرآن می‌فرماید: "انا کفینک من المستهزءین - ولقد نعلم انک یضیق صدرک بما یقولون" (ما تو را از مسخره کنندگان کفایت می‌کنیم - ما می‌دانیم سینه‌ات از آنچه آن‌ها می‌گویند تنگ می‌شود)(2)
بعد از گذشت هزار و چهارصد سال، هنوز هم انسان‌های زشت، تحمل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ندارند و مشاهده کردیم که در چند سال اخیر ایشان را مورد تمسخر قرار دادند و این نشان می‌‌دهد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هنوز زنده است و هنوز هم در جهان باعث حرکت است.
تمسخر تنها برای پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم نیست بلکه تمام پیامبران علیهم السلام و مؤمنین نيز مورد تمسخر قرار می‌گیرند: "ما یاتیهم من رسول الا کانو به یستهزء‌ون" (3)
"ان الذین کانو اجرمو ا من الذین امنو کانو یستهزءون واذامر بهم بتغامزون واذانقلبو الی اهلهم انقلبو فاکهین"(4)
اگر امروز مسئول مؤمنی مورد هجمه‌های سنگین تمسخر قرار می‌گیرد برای اشکالات او نیست بلکه برای ایمان وعقیده اوست. طبعاًً اگر فردی سست عنصر در آن پست بود و ده‌ها برابر اشکال مدیریتی داشت مورد تمسخر واقع نمی‌شد.
مانیز باید هشیار باشیم که ناخواسته و از روی سرگرمی ابزاری برای انتشار این تمسخرها نباشیم زیرا در واقع این تمسخرها مربوط به شخص نیست؛ بلکه متوجه همه مؤمنین و حزب‌اللهی‌هاست.
دین‌داری هزینه‌هایی دارد که مورد تمسخر واقع شدن یکی از آن‌هاست. بعضی‌ها نمی‌خواهند برای دین‌داری خود هزینه بپردازند؛ مثلا اگر درجایی نماز‌خوان‌ها را مسخره می‌کنند مخفیانه نماز می‌خوانند یا برای اینکه کنایه نشنوند نهی از منکر را ترک می‌کنند.
ما باید بدانیم که هزینه‌ای که ما می‌پردازیم در مقابل هزینه کربلا بسیار ناچیز است.

1- رساله چهار مرجع – مسئله 1165
2- سوره حجر95
3- سوره حجر11
4- سوره مطففین 31-29



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت        

مطالب گذشته

دعوت به همکاري
خلاصه سخنراني حجة الاسلام محمدي نژاد در تاريخ 29/5/88 (نقش تقوا و ولايت، در خروج از فتنه ها)
خلاصه سخنراني حجة الاسلام سيد عليزاده در تاريخ 21/3/88 (ترسيم دقيقى از منظره حق و باطل)
مراسم هيئت شهدا در سه ماه دوم سال 88
متن کامل سخنراني حجة الاسلام محمدي نژاد در تاريخ 88/3/14 (موضوع: ضرورت انتخاب کاندیدای اصلح در نظام
عکس هايي از مراسم هفتگي هيئت شهدا در حمايت از دولت اسلامي 88/3/14
خلاصه سخنراني حجة الاسلام سيد عليزاده در تاريخ 88/2/17 (موضوع: راه رسيدن به معرفت)
عکس‌هايي از فاطميه دوم در تاريخ 88/3/7
عکس‌هايي از مراسم هفتگي هيئت شهدا در تاريخ 88/2/30
عکس‌هايي از مراسم هفتگي هيئت شهدا در تاريخ 88/2/24
دانلود مداحي مراسم شب شهادت حضرت زهرا فطميه اول – هيئت شهدا – 17/2/88
عکس‌هايي از مراسم شب شهادت حضرت زهرا (س) فاطميه اول در تاريخ 88/2/17
خلاصه سخنرانی حجة الاسلام عليرضا محمدي‌نژاد 10/2/88 (موضوع: اهمیت خواب در تنظیم قوای روحی و جسمی)
عکس‌هايي از مراسم ميلاد حضرت زينب در تاريخ 10/2/88
خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین سیدمهدی خضری 3/2/88 (موضوع: مهمانی خدا)

اطلاع رساني


پيامک و تماس با هيئت:
8484 9 093737
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنين مي‌توانيد کمک‌های
نقدی خود را به شماره
حساب زیر واریز نماييد:
ملی سیبا
شماره حساب:
0303958209009
شماره کارت:
6037992800144182
به نام آقای محمدرضاعظيميان


موضوعات
  قرآن
  نهج‌البلاغه
  احکام
  در محضر علما
  هيئت مجازي
  علمي
  طبقه‌بندي پيوندهاي مفيد

پيوندهاي مفيد
دفتر آثار آیت الله خامنه ای
اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای
آیت الله بهجت
آیت الله فاضل لنکرانی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله مصباح یزدی
---------------------
ساجد؛ سايت جامع دفاع مقدس
صبح
سبکبالان
شهيد آويني


آمار و خبرنامه

دوستاني که تمايل دارند پيامک‌هاي هفتگي هيئت را دريافت نمايند مي‌توانند در قسمت عضويت در خبرنامه در ادامه نام خود شماره تلفن همراه خود را نيز قيد نمايند





Powered by WebGozar


لينك Rss




All Rights Reserved by HEIAT SHOHADA - 2008