| خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین محمدينژاد در تاريخ 25/11/87:
احکام شرعی اهميت طهارت و پاکيزگی همهی چیزها پاکند؛ مگر بعضی چیزها که نجاسات نامیده میشوند. خون یکی از نجاسات است. خون حیوان خونگرم که خون جهنده دارد نجس است؛ پس خون ماهی چون جهنده نیست پاک است. اگر ظاهر بدن کسی خونی شود پس از برطرف شدن خون (عین نجاست) باید یک بار با آب قلیل شست. اگر باطن بدن انسان (مانند داخل دهان و بيني) نجس شود، همينكه نجاست از بين برود، پاك ميشود؛ مثلاً اگر از لثهها خون بيايد و در آب دهان از بين برود، يا خون را بيرون بريزد، دهان پاك است؛ و آب كشيدن داخل آن لازم نيست [1] نجس شدن غذا در دهان اگر غذا در دهان، با خون لثه تماس پيدا كند، آيا حتماً بايد آنها را آب كشيد؟ امام، خامنهای: بله، غذا در اثر تماس با خون دهان نجس میشوند و بنابر احتياط واجب بايد آب کشيده شوند. [2] مکارم: غذا نجس میشود و احتياط آن است که آب بکشند. [3] بهجت: ظاهر غذا نجس میشود و لازم است آب كشيده شود. [4] فاضل: غذا پاک است و آب کشيدن لازم نيست. [5] سيستانی: غذا به ملاقات با خون نجس نمیشود. [6]
معارف اسلامی عقل چیست، عاقل به چه کسی گفته میشود و ثمرات عقل در زندگی انسان کدام است؟ در روایات اهلبیت علیهم السلام صفات انسانهای عاقل معرفی شده است و جهل در مقابل عقل قرار گرفته، نه در مقابل علم. [7] که این نکتهی قابل دقّتی است. بر طبق معارف اسلامی، انسان عاقل اطاعت فرامین الهی را برخود واجب دانسته و در دستور کار اول برنامههای روزانهی خود قرار میدهد. فرمودند:أَعْقَلُكُمْ أَطْوَعُكُم.[8] عاقلترین شما اطاعت كنندهترین شماست. پس گرچه آموختن برخی علوم ، لازم و گاهی واجب است؛ ولی لزوماً فرد عالم، عاقل نیست؛ بلکه علم میتواند مقدمهای برای عاقل شدن و بندگی خدا باشد. [9] باید با دستورات دین آشنا شویم و بفهمیم که خدا از ما چه خواسته تا با انجام آن بندهی خوب او باشیم.[10] پیامبر اسلام به معنای واقعی عبد(بنده) خداست و در نماز واجب است این را گواهی دهیم. عبد خدا کسی است که هر جا دستوری از پروردگار متعال رسیده، تخلّف نکرده و طبق میل خود رفتار نکند. در نماز میخوانیم: أشهد أن محمد عبده و رسوله. هر که بویی از انسانیت به مشامش خورده، معترف است نبی مکرم اسلام و اهل بیت بزرگوار ایشان علیهم السلام، عاقلترین افراد در عالم خلقت هستند که در زمان حیات شریفشان دارای سلامت روح و فکر و رفتار و همینطور مایهی ترقی و نشاط و پاکی جامعه بودهاند و پس از فوت یا شهادت نیز دستورات و رهنمودهای الهی آنان و الگوگیری از روش زندگی ایشان، مایهی پیشرفت فرد و جامعه شده است. علت این بزرگی و عظمت، عبودیت است؛ عبودیتی آمیخته با تعقّل.
خدمت امام صادق علیه السلام عرض شد: عقل چيست؟ حضرت فرمود: عقل آن چيزى است كه به سبب آن خداى متعال عبادت شده( العقلُ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ) و بهشت كسب شود( وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ). آن شخص میگويد: گفتم پس آنچه معاويه داشت چه بود؟ فرمود: آن نيرنگ است، آن شيطنت است، آن نمايش عقل را دارد؛ ولى عقل نيست.[11] بسیاری از گرفتاریهای مردم، به کم هوشی ارتباطی ندارد؛ بلکه به هوسها و امیال آنان مرتبط است؛ چرا خانواده با وجود همهی امکانات مادّی، افرادی فاسد و لاابالی تحویل جامعه میدهد؟ چرا یک استاد دانشگاه به خاطر عدم کنترل هوسها با نیم قرن سنّ و داشتن همسر و فرزند به بیآبرویی میافتد؟ چرا گاهی یک انسان بازاری و حسابگر اقتصادی نمیتواند یک روز آرام و بیتنش را بگذراند؟ و چرا آمار افسردگیها و بیماریهای روانی بیشتر میشود؟چون عقل است که آرامش میدهد و خدا خواسته انسان با بندگی عاقل شود، خود را اصلاح کند، جامعه و جهان را اصلاح کند. این همان معنای واقعی اصلاحات دینی است. اگر انسان میخواهد زندگی آرام و دنیای خوب و آخرتی زیباتر داشته باشد، باید حرف خالق خود را گوش کند. او که انسان را آفریده از همه بیشتر به گرفتاریها و راه رفع و خروج از آنها آگاهی دارد. مردى براى ابوذر غفارى نوشت ، چيزى از علم را به من هديه كن. ابوذر در پاسخ نوشت : علم ، بسيار است ، ولى اگر بتوانى به آنكه دوستش دارى، بدى نکنی، چنين كارى را انجام بده. او گفت : مگر كسى به چيزى كه دوستش دارد بدى مىكند؟ابوذر گفت : آرى، تو جانت را از همه چيز بيشتر دوست دارى، وقتى كه گناه كردى، در حقيقت به جان خود بدى نمودهاى.[12] حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمودند: از هيچ چيز مترس مگر از گناه خود.[13] در روایت دیگری آمده که وقتى انسان هواسرانى (مذموم) و شهوت رانى (مذموم) مىكند، عقل او مىرود[14] . و عقل که رفت انسان به گرفتاری میافتد.
________________________________________ 1- توضيح المسائل ده مرجع، م216. 2- توضيح المسائلده مرجع، با استفاده از 216و 217؛ امام، استفتائات، ج1، س258؛ خامنهای: استفتا. 3- مکارم، توضيح المسائل، م236 و استفتائات جديد، ج2، س 31 و استفتا. 4- بهجت،توضيح المسائل، م219و220 و استفتائات، ج1، س203. 5- فاضل، توضيح المسائل، م221 و جامع المسائل، ج1، س 56. 6- سيستانی، توضيح المسائل، با استفاده از م215 و 216 و استفتا. 7-رک: الكافي، ج1، ص،10، كِتَابُ الْعَقْلِ وَ الْجَهْل. 8- امیر مؤمنان علی علیه السلام ، غرر الحكم ح2830 . 9- تصور نشود که بندگی به نماز و روزه و گاهی هم دعا و مناجات خلاصه شده است؛ بلکه بندگی تطبیق تمام اعمال و رفتار و نیّات و معتقدات با کاملترین الگوی بندگی و در نتیجه عزّت و ارزش یافتن انسان در محضر پروردگار متعال است. 10 - حضرت امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمودند: الاًعمالُ بِالخُبرَةِ؛ كارها به آگاهى است يعنى وقتى نيكو واقع شود كه از روى علم و دانش انجام شود. شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم، ج1، ص18،37. 11- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ فَقَالَ تِلْكَ النَّكْرَاءُ تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْل. الكافي ، ج1، 11 كتاب العقل و الجهل،ح3.
|