تبليغاتX
هيئت شهدا

heiatshohada

هيئت شهدا

heiatshohada

http://heiatshohada.blogfa.com

هيئت شهدا

هيئت شهدا

هيئت شهدا

پيامک و تماس با هيئت:
8484 9 093737
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنين مي‌توانيد کمک‌های
نقدی خود را به شماره
حساب زیر واریز نماييد:
ملی سیبا
شماره حساب:
0303958209009
شماره کارت:
6037992800144182
به نام آقای محمدرضاعظيميان وب سايت رسمي هيئت شهدا

هيئت شهدا

 
منوي اصلي
صفحه اول
پست الکترونيک
آرشيو مطالب

آرشیو ماهانه
  آذر 1388
  مرداد 1388
  تیر 1388
  خرداد 1388
  اردیبهشت 1388
  فروردین 1388
  اسفند 1387
  بهمن 1387
  دی 1387
  آذر 1387
  آبان 1387
  مهر 1387
  شهریور 1387
  مرداد 1387



جستجوگر




 

 تبليغات مراسم هيئت








تبلیغات هیئت


  دعوت به همکاري

از کليه دوستاني که علاقه مندند در راه اندازي و به روز رساني فاز دوم وب سايت هيئت شهدا همکاري نمايند خواهشمند است در اين پست پيام بگذارند. با تشکر.


+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 و ساعت        

  خلاصه سخنراني حجة الاسلام محمدي نژاد در تاريخ 29/5/88 (نقش تقوا و ولايت، در خروج از فتنه ها)

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: نقش تقوا و ولایت، در خروج از فتنه ها 1

حكمت اصلى روزه اين است كه ما تقوا پيدا كنيم و تقوا يعنى اين ‌كه مراقب خود باشیم، واجبات را انجام دهیم و محرمات را ترک کنیم؛ چشم، گوش، زبان، دست و پا را کنترل کنیم، هر چيزي را نبينیم، هر صدايي را نشنویم، هر کلامي را نگويیم، به هر چيزي دست نزنیم و به هر جايي نرویم؛ و بلكه بالاتر، کاري کنیم که هر چيزي در دلمان جاي نگيرد. پس، در يك كلام ماه رمضان، ماه كنترل اعضا، جوارح، حواس و افكار است. ما بايد خود را آماده كنيم تا همان‌طور كه چند ساعتى شكم از خوردنى‏ها و آشاميدنى‏ها، و زبان هم از بعضى از گفتنى‏ها منع مى‏شود، ترک گناه را برای همیشه ادامه دهیم؛ و اين كار شدنى است. إن شاالله.

یکی از ثمرات تقوا این است که اگر كسي تقوا داشته باشد، خدا در فتنه‌ها و آزمایشات دست او را مي‌گيرد.

چرا که در فضاي فتنه ، باطل با آرم حق به صحنه مي‌آيد، و پرونده خیلی ها را آلوده می کند، در فتنه ها رجال ارزيابي می شوند و مرد از نامرد شناخته می شود.

امام علی‏علیه السلام در خطبه 50 نهج‏البلاغه می‏فرماید: «انما بدء وقوع الفتن ‏اهواء تتبع و احکام تتبدع یخالف فیها کتاب‏الله و یتولی علیها رجال رجالا علی غیردین الله؛

همانا ابتدای بروز آشوب‏ها وفتنه‏ها هواها است که مورد تبعیت قرارمی‏گیرند و احکامی است که بدعت گذاشته‏می‏شوند. دراین فتنه‏ها با کتاب خدا مخالفت‏می‏شود ومردانی از مردان دیگر بر مبنایی غیراز دین خدا تبعیت می‏کنند.»

لذا باید احتیاط کرد و با بصیرت و بصیران حرکت کرد.

قَال َعليه السلام كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.

درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.2

امام‏سجادعلیه السلام می‏فرماید: «کم من عقل اسیرتحت هوی امیر».

خدایا! از نفس سرکشی به‏تو شکوه می‏کنم که بسیار به بدی‏ها فرمان‏می‏دهد و درخطاها می‏شتابد.3

فتنه ها و رخدادهاي پس از انتخابات نیز، ملاکی بود برای سنجش تقوا و بصیرت ماها.

این حوادث، از سویی نشان داد که دشمن براي زيرسؤال بردن اصل نظام، بويژه اصل ولايت مطلقه فقيه چه خوابی دیده است.

و از طرفی معلوم شد که گاهی، معیارهای اصلی و به عبارتی، کشتی نجات ِخروج از فتنه، در اثر بی توجهی وعدم بصیرت خواص، به فراموشی و غفلت سپرده می شود.

حوادث تلخ اخير، حوادث انتخاباتي نبود؛ بلكه مقابله دشمن و طمع ورزان با ولايت فقيه بود.

دشمنان ازفرصت به دست آمده نهايت استفاده را کردند تا ولايت فقيه و شخص رهبر معظم انقلاب را نزد مردم بدبين سازند؛ چرا؟

چون ولايت فقيه است که امام فرمود: مترقي ترين اصول قانون اساسي است.

چون اگر پشتيبان ولايت فقيه باشيد به مملكت شما آسيبي نمی رسد؛

چون دشمن فهمید که شاید به ذهن بعضی ها خطور هم نکند که وقتي به او ديندار واقعی می گویند که از حاکم اسلامي بيشتر حمايت و اطاعت ‌کند!؛

چون دشمن با فرهنگي که در طول قرن‌ها (در دوران عدم حضور امام معصوم ع در بین مردم) در جامعه رواج پيدا کرده، یعنی فرهنگي ديني و فردي آشناست؛ يعني من نمازم را بخوانم، روزه‌ام را بگيرم، دروغ نگويم، غيبت نکنم؛ دين را اين‌ها مي‌دانيم؛ اما اين ‌که جزء‌ فرهنگ ديني و شرط دين‌داري من اين باشد که وظايف سياسي و اجتماعی‌ام را درست انجام دهم، اين خيلي دور از ذهن بعضی هاست.

مگر مرحوم مدرس ئگفت: «سياست ما عين ديانت ماست»؛ مگر امام(ره) انگیزه قیامش، ایجاد حکومتی برپایه اسلام و ولایت و رهبری فقیه منسوب از سوی امامان معصوم ع نبود و مگر اميرالمؤمنين(ع) نفرمود: عظيم‌ترين حقي که خدا براي انساني قرار داده است حقي است که مسؤول جامعه و رهبر جامعه بر مردم و مردم بر او دارند.

يعني اين جزء‌ دين است، بالاترين رکن دين است. مسلمان نمي‌تواند از اين مطلب شانه خالي کند، خودش را کنار بداند؛ خودش را دين‌دار بداند، بدون رعايت اين عظيم‌ترين حقي که خدا براي بندگانش قرار داده است.4

پس لازم است به اختصار و فشرده، یک بار دیگر مروری داشته باشیم به جایگاه رهبری و ولایت فقیه در اسلام:

دين حنيف اسلام كه آخرين دين آسمانى است و تا روز قيامت ‏استمرار دارد، دين حكومت و اداره امور جامعه است؛ لذا همه طبقات جامعه اسلامى در زمان غیبت امامان معصوم علیهم السلام ناگزير از داشتن ولى امر و حاكم و رهبری ‏هستند که همان ولايت مطلقه فقيه جامع الشرايط است. در اسلام التزام به ولايت فقيه قابل تفكيك از التزام به اسلام و ‏ولايت ائمّه معصومين (عليهم السلام) نيست5 وبه عبارتی ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است كه از اصول و اركان مذهب حقّه ‏شیعه اثنى‏عشرى مى‏باشد وحكومت فقيه عادل و دين‏شناس علاوه بر این كه مورد تأييد عقل ‏مى‏باشد، حكم شرعى تعبدى است.

در فرهنگ‌ شیعی‌ این‌ امر که‌ در عصر غیبت‌ اداره‌ جامعه‌ از سوی‌ شارع‌ مقدس‌ بر عهده فقیهان‌ عادل‌ گذاشته‌ شده، امری‌ مسلم‌ و بی‌تردید است و‌ ولی فقیه، در اداره حکومت تمامی اختیارات امام معصوم را داراست با این تفاوت که معصوم نیست؛ بلکه از جانب معصوم و جانشین او در اداره حکومت است، پس صحبت ازمقام معنوي وعصمت ائمه اطهار(عليهم السلام) نيست؛ بلكه ازوظيفه ايشان صحبت مي شود.6 ولايت فقيه به دليل اين که جانشين به حق و نایب وليعصر(عج) است، اطاعت از او همچون اطاعت از امام عصر واجب است. تا امت اسلامى را از شر دشمنان اسلام و مسلمين حفظ نمايد، و از نظام جامعه اسلامى پاسدارى نموده وعدالت را در ‏آن برقرار و از ظلم و تعدّى قوى بر ضعيف جلوگيرى کند، وسائل پيشرفت و شكوفائى فرهنگى، سياسى و اجتماعى را ‏تأمين نموده و در هر مورد كه لازم بداند ‏تصميمات مقتضى را بر اساس فقه اسلامى اتخاذ نماید و دستورات لازم را صادر کند. بنابراین در مسائل مربوط به اداره كشور اسلامى و امورى كه به عموم مسلمانان ارتباط دارد،7 اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين بر هر مكلفى ولو اين كه فقيه باشد، واجب است. و تصميمات و اختيارات ولى فقيه در ‏مواردى كه مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمين است، در صورت تعارض با اراده و اختيار آحاد مردم، بر اختيارات و ‏تصميمات آحاد امّت مقدّم و حاكم است و حتی فتواى مرجع تقليد نیزنمى‏تواند با آن معارضه كند.8 که این مساله همان معنای مطلقه بودن است.9

همچنین نکته ای که باید اشاره کرد این است که اگر ‏متصدى منصب ولايت از راههاى قانونى ِشناخته شده، به مقام ولايت رسيده باشد، براى هيچ كسى ‏جايز نيست كه با متصدى امور ولايت به اين بهانه كه خودش شايسته‏تر است، مخالفت نمايد.10

پس هر كسي همراه ولي فقيه بود، نمره دارد و هر كس او را همراهي نكند، مردود خواهد شد. و همه مردم از هر قشر و سني که باشد نسبت به رهبر مسووليت دارند و بايد در حد توان خود از او حمايت کنند و اين کمک محدود به قشر خاصي از مردم و مسوولان حکومتي نمي شود
 
پاورقی متن سخنرانی:
--------------------------------------------------------------------------------

1- فتنه در زبان عربي و زبان قرآن به معناي آزمايش، يا وسيله آزمايش و يا نتيجه آزمايش است. اين واژه در لسان نهج البلاغه علاوه بر معاني مزبور، داراي يک تعريف و معناي اصطلاحي است و آن عبارت است از حوادث و امور باطل حق نمايي که پاره اي از اجزا و عناصر آن عبارت است از امتزاج و اختلاط و التباس حق و باطل با يکديگر و ظهور بي ثباتي و ناپايداري انديشه. و ظاهرا به نظر می رسد، فتنه بین گروه های مسلمان اتفاق میافتد.
ظهور چنين حالتي در جامعه آثار و نتايجي به دنبال دارد که بخشي از آن بدين شرح است : 1-آشفتگي و هرج و مرج 2-فساد روابط اجتماعي 3-گسترش ظلمت جهالت و اطفا نور بصيرت 4-مسخ و دگرگوني دين و حقيقت 5-قرار گرفتن حق در هاله اي از ابهام.

در تفسير الميزان آمده است: فتنه آن است كه به وسيله آن چيزي امتحان شود و به خود امتحان و به لازم امتحان كه شدت و عذاب است و به ضلال و شرك كه سبب عذاب‌اند، اطلاق مي‌شود.

2- نهج البلاغه ، حکمت اول.

3- مناجات شاکین.

4- «وَ أعْظَمُ مَا افْتَرَضَ سُبْحانَهُ مِنْ تِلْکَ الْحُقُوقِ حَقُّ الوالِي عَلي الرَّعِيةِ.»

5- با اين تفاوت كه احكام مربوط به ولايت فقيه ‏مانند ساير احكام فقهى از ادّله شرعى استنباط مى‏شوند و اگر كسى به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن ‏رسيده باشد، معذور است، ولى ترويج اختلاف و تفرقه بين مسلمانان براى او جايز نيست.‏
6- يكى از مسائل عمومى جامعه اسلامى، دفاع از اسلام و مسلمين بر ضد كفار و مستكبران متجاوز است.

7- البته در مسائل فردى محض، هر مكلفى بايد از فتواى مرجع تقليدش پيروى نمايد.

8- در تعيين مصداق ولی فقیه، روش عقلائى وجود دارد كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران بيان شده است.‏

9- این امری مسلم است که ولی فقیه، اسلام شناسی (مجتهدی) جامع الشرایط است و بی شک از باتقواترین، شجاع ترین، بصیرترین، مدیرترین وعالمترین افراد می باشد؛ ولی از همه مهم تراین است که ایشان نایب امام زمان ع و رهبر جامعه اسلامی در زمان غیبت است واطاعتش همانند اطاعت از معصوم ع شمرده شده است.

( زماني كه به آقاي بهلول مي‌گفتند شما زاهد هستيد، گفت زهد را مقام معظم رهبري دارد كه يك كشور بزرگ و ثروتمند دارد اما هيچ استفاده‌اي از آن نمي‌كند.)

10- احكام ولائى و انتصابات صادره از طرف ولى امر مسلمين نیز اگر هنگام صدور، موقت نباشد، پس از فوت او همچنان استمرار دارد و نافذ ‏خواهد بود، مگر اين كه ولى امر جديد مصلحتى در نقض آنها ببيند و آنها را نقض كند.‏
رجوع کنید: اجوبة الاستفتائات، س 56 تا 69و پرسش های متداول، ولایت فقیه.


+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت        

  خلاصه سخنراني حجة الاسلام سيد عليزاده در تاريخ 21/3/88 (ترسيم دقيقى از منظره حق و باطل)

بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع سخنراني: ترسيم دقيقى از منظره حق و باطل

أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ .(1)
خداوند درقرآن کریم براى مجسم ساختن حق و باطل مثال بسيار زیبایی را درسوره رعد آیه 17 بيان مى‏كند. که امشب ی خواهیم درباره این بیان نورانی قرآن قدری باهم صحبت کنیم . نخست مى‏گويد:" خداوند از آسمان آبى را فرو فرستاده است" (أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً). آبى حياتبخش و زندگى آفرين، و سرچشمه نمو و حركت" و در اين هنگام دره‏ها و گودالها و نهرهاى روى زمين هر كدام به اندازه گنجايش و وسعت خود بخشى از اين آب را درخودشان جای می دهند " (فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها).جويبارهاى كوچك دست به دست هم مى‏دهند و نهرهايى به وجود مى‏آورند، نهرها به هم مى‏پيوندند و سيلاب عظيمى از دامنه كوهسار سرازير مى‏گردد، آبها از سر و دوش هم بالا مى‏روند و هر چه را بر سر راه خود ببينند برمى‏دارند و مرتبا بر يكديگر كوبيده مى‏شوند، در اين هنگام كفها از لابلاى امواج ظاهر مى‏شوند، آن چنان كه قرآن مى‏گويد" سيلاب، كفهايى را بر بالاى خود حمل مى‏كند" (فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رابِياً).
پيدايش كفها منحصر به نزول باران نيست بلكه" در فلزاتى كه بوسيله آتش ذوب مى‏شوند تا از آن زينت آلات يا وسائل زندگى بسازند آنها نيز كفهايى همانند كفهاى آب دارند" (وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ) «2». بعد از بيان اين مثال به سراغ نتيجه‏گيرى مى‏رود، و چنين مى‏فرمايد: " اينگونه خداوند براى حق و باطل، مثال مى‏زند" (كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ).

پيدايش كفها منحصر به نزول باران نيست بلكه" در فلزاتى كه بوسيله آتش ذوب مى‏شوند تا از آن زينت آلات يا وسائل زندگى بسازند آنها نيز كفهايى همانند كفهاى آب دارند" (وَ مِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ) «2». بعد از بيان اين مثال به سراغ نتيجه‏گيرى مى‏رود، و چنين مى‏فرمايد: " اينگونه خداوند براى حق و باطل، مثال مى‏زند" (كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ).
بعد توضیح می دهد و مى‏گويد:" اما كفها به كنار مى‏روند و اما آبى كه براى مردم مفيد و سودمند است در زمين مى‏ماند" (فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ).كفهاى بيهوده و بلند آواز و ميان تهى كه هميشه بالانشين هستند اما هنرى ندارند بايد به كنارى ريخته شوند ولی آب خاموش و بى‏سر و صداى متواضع و مفيد و سودمند مى‏ماند و اگر روى زمين هم نماند در اعماق زمين نفوذ مى‏كند و چيزى نمى‏گذرد كه به صورت چشمه‏سارها و قناتها و چاهها سر از زمين برمى‏دارد، تشنه ها را سيراب مى‏كند، درختان را بارور، و گلها را شكفته و ميوه‏ها را رسيده، و به همه چيز سر و سامان مى‏دهد.
و در پايان آيه براى تاكيد بيشتر و دعوت به مطالعه دقيقتر روى اين مثال مى‏فرمايد:" اين چنين خداوند مثالهايى مى‏زند" (كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ).

در اين مثال پر معنى كه منظره حق و باطل را به عاليترين صورتى ترسيم كرده حقايق فراوانى وجود دارد كه در اينجا به جند نکته از آن اشاره مى‏كنيم:
شناخت حق و باطل و شناخت واقعيتها ازگمانها گاهى براى انسان چنان مشكل و پيچيده مى‏شود، كه حتما بايد سراغ نشانه رفت و از روی نشانه‏ها، حقايق را از اوهام، و حق را از باطل تشخیص داد .
قرآن در مثال بالا اين نشانه‏ها را چنين بيان كرده است:
الف-" حق هميشه مفيد و سودمند است، همچون آب زلال كه مايه حيات و زندگى است، اما باطل بى‏فايده و بيهوده است، نه كفهاى روى آب هرگز كسى را سيراب مى‏كنند و درختى را مى‏رويانند، و نه كفهايى كه در كوره‏هاى ذوب فلزات ظاهر مى‏شود. مى‏توان از آنها زينتى و يا وسيله‏اى براى زندگى ساخت، و اگر هم مصرفى داشته باشند، مصارف بسيار پست و بى‏ارزشند كه به حساب نمى‏آيند، همانند صرف كردن خاشاك براى سوزاندن .
ب - باطل همواره مستكبر، بالانشين، پرسروصدا، پر قال و غوغا ولى تو خالى و بى‏محتوا است، اما حق متواضع، كم سر و صدا، اهل عمل و پر محتوا و سنگين وزن است «3».
ج- حق هميشه متكى به نفس است، اما باطل از آبروى حق مدد مى‏گيرد و سعى مى‏كند خود را به لباس او در آورد و از حيثيت او استفاده كند، همانگونه كه" هر دروغى از راست فروغ مى‏گيرد"، كه اگر سخن راستى در جهان نبود، كسى هرگز دروغى را باور نمى‏كرد، و اگر جنس خالصى در جهان نبود، كسى فريب جنس قلابى را نمى‏خورد، بنا بر اين حتى فروغ زودگذر باطل و آبروى و حيثيت موقت او به بركت حق است، اما حق همه جا متكى به خويشتن است و آبرو و اثر خويش!

نکته بعدی درباره کلمه زبد است .
" زبد" به معناى كفهاى روى آب است ، آب‏ زلال كمتر كف به روى آن آشكار می شود جون كفها به خاطر آلوده شدن آب به اجسام خارجى بوجود می آیند ، اگر حق به صفا و پاكى اصلى باقى بماند هرگز كفهاى باطل اطراف آن آشكار نمى‏گردد، اما هنگامى كه حق بر اثر برخورد به محيطهاى آلوده رنگ محيط را به خود گرفت، و حقيقت با خرافه، و درستى يا نادرستى و پاكى يا ناپاكى آميخته شد، كفهاى باطل در كنار آن آشكار مى‏شوند.
" نزول آيات قرآن" از آسمان وحى شبيه به نزول قطرات حياتبخش باران است ، و" دلهاى انسانها " شبيه به زمينها و دره‏ها كه هر كدام به اندازه وسعت وجودشان بهره مى‏گيرند، و" وسوسه‏هاى شيطانى" شبيه به كفهاى آلوده روى آب هستند ، كه اين كفها از آب پيدا نشده، بلكه از آلودگى محل ريزش آب پيدا مى‏شود و به همين جهت وسوسه‏هاى نفس و شيطان از تعليمات الهى نيست، بلكه از آلودگى قلب انسان است، و به هر حال سرانجام، اين وسوسه‏ها از دل مؤمنان برطرف مى‏گردد و آب زلال وحى كه موجب هدايت و حيات انسانهاست باقى مى‏ماند!
هميشه بهره‏ها به ميزان آمادگيهاست و لياقتهاست . در مبدء فيض الهى هيچگونه بخل و محدوديت و ممنوعيت نيست، همانگونه كه ابرهاى آسمان بدون قيد و شرط، همه جا باران مى‏پاشند، و اين قطعه‏هاى مختلف زمين و دره‏ها هستند كه هر كدام‏ بمقدار وسعت وجود خويش از آن بهره مى‏گيرند، زمين كوچكتر بهره‏اش كمتر و زمين وسيعتر سهمش بيشتر است ، قلوب و ارواح آدميان در برابر فيض خدا و همين گونه هستند !
نکته بعد اینکه باطل همیشه دنبال بازار آشفته مى‏گردد! هنگامى كه سيلاب وارد دشت و صحراى صاف مى‏گردد و جوش و خروش آب فرو مى‏نشيند اجسامى كه با آب مخلوط شده بودند تدريجا ته‏نشين مى‏كنند و كفها از ميان مى‏روند و آب زلال چهره اصلى خود را آشكار مى‏سازد، و به همين ترتيب باطل به سراغ بازار آشفته مى‏رود، تا از آن بهره بگيرد، اما هنگامى كه آرامش پيدا شد و هر كسى به جاىخودش نشست، و معيارها و ضابطه‏ها در جامعه آشكار گشت، باطل جايى براى خود نمى‏بيند و به سرعت كنار مى‏رود!

ونکته بعدی این است که : باطل تنها در يك لباس ظاهر نمى‏شود. يكى از خصوصیات باطل اين است كه درهر"آن به شكلى و هر لحظه به لباس ديگرى در مى‏آيد"، تا اگر او را در يك لباس شناختند، در لباس ديگر بتواند چهره خود را پنهان سازد، در آیه شریفه مى‏گويد: كفها نه تنها بر آب ظاهر مى‏گردند در هر كوره‏اى و هر بوته‏اى كه فلزات ذوب مى‏شوند كفهاى تازه به شكل جديد و در لباس تازه‏اى آشكار مى‏شوند، و به تعبير ديگر حق و باطل همه جا وجود دارد، همانگونه كه كفها در هر مايعى به شكل مناسب خود آشكار مى‏شود.
بنا بر اين بايد هرگز فريب تنوع صورتها را نخوريم و در هر كجا منتظر باشيم كه باطل را با صفات ويژه‏اش- كه صفات آنها همه جا يكسان است و در بالا اشاره شد- بشناسيم و آنها را كنار بزنيم.
بقاى هر موجود بسته به ميزان سود رسانى او است! (وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ).
آب كه مايه حيات است ميماند و كفها از ميان مى‏روند ، انسانها، گروه‏ها، مکتبها، حزب ها و برنامه‏ها به همان اندازه كه مفيد و سودمندند، حق بقاء و حيات دارند، و اگر مى‏بينيم انسان یا مكتب باطلى مدتى سر پا مى‏ماند اين به خاطر آن مقدار از حقى است كه به آن آميخته شده كه به همان نسبت حق حيات پيدا كرده است!.
وقتی حق طلبی درجامعه زیادشد ، دیگر جایی برای باطل نخواهد بود .باطل به جايى مى‏رسد كه قدرت نگهدارى خويش را ندارد، و در اين لحظه از متن جامعه به خارج پرتاب مى‏گردد، و اين در همان حال است كه حق به جوشش مى‏آيد، هنگامى كه حق به خروش افتاد، باطل همچون كفهاى روى ديك كه به خارج پرتاب مى‏شود بيرون مى‏افتد و اين خود دليلى است بر اينكه حق هميشه بايد بجوشد و بخروشد تا باطل را از خود دور سازد.!
نکته بعدی اینکه باطل در بقاى خود مديون حق است. اگر آبى نباشد هرگز كف نمى‏تواند به حيات خود مستقلا ادامه دهد، همين گونه اگر حق نبود، باطل هم فروغى نداشت، اگر افراد درستكار نبودند كسى تحت تاثير افراد خائن واقع نمى‏شد و فريب آنها را نمى‏خورد، پس همين جولان و فروغ كاذب باطل مديون بهره‏بردارى از فروغ حق است (كان دروغ از راست مى‏گيرد فروغ!).

و مبارزه بین حق و باطل هميشگى است. تا آن زمانى كه جهان و انسانها به صورت يك جامعه ايده‏آل (همچون جامعه عصر قيام مهدى ع) در آيد كه پايان اين مبارزه اعلام گردد، لشگر حق پيروز و بساط باطل برچيده شود، و بشريت وارد مرحله تازه‏اى از تاريخ خود گردد، و تا زمانى كه اين مرحله تاريخى فرا نرسد بايد همه جا در انتظار برخورد حق و باطل بود، و موضع‏گيرى لازم را در اين ميان در برابر باطل نشان داشت.
__________________________________________________
(1) سوره رعد آیه 17
(2) ترجمه تحت اللفظى جمله فوق چنين است:" از آنچه آتش بر روى آن روشن مى‏كنند براى بدست آوردن زينت يا متاع كفهايى همانند كفهاى آب حاصل مى‏شود" و اين تعبير اشاره به كورهايى است براى ذوب فلزات كه هم آتش در زير مواد فلزى وجود دارد و هم در روى آن، به اين معنى كه يك طبقه آتش در زير است و سپس روى آن سنگهايى را كه مواد كافى دارد مى‏ريزند و مجددا روى آن آتش مى‏ريزند: و اين بهترين نوع كوره است كه از هر طرف آتش، مواد قابل ذوب را احاطه كرده است.
(3) على (ع) در وصف خود و دشمنانش همچون اصحاب جنگ جمل مى‏فرمايد:
و قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الامرين الفشل و لسنا نرعد حتى نوقع و لا نسيل حتى نمطر:
" آنها رعد و برقى نشان دادند، اما پايانش جز سستى و ناتوانى نبود، ولى ما به عكس تا كارى انجام ندهيم رعد و برقى نداريم و يا نباريم سيلاب خروشان براه نمى‏اندازيم"! (برنامه ما عمل است نه سخن) (نهج البلاغه خطبه 9).



+| نوشته شده توسط هيئت شهدا در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت        

مطالب گذشته

دعوت به همکاري
خلاصه سخنراني حجة الاسلام محمدي نژاد در تاريخ 29/5/88 (نقش تقوا و ولايت، در خروج از فتنه ها)
خلاصه سخنراني حجة الاسلام سيد عليزاده در تاريخ 21/3/88 (ترسيم دقيقى از منظره حق و باطل)
مراسم هيئت شهدا در سه ماه دوم سال 88
متن کامل سخنراني حجة الاسلام محمدي نژاد در تاريخ 88/3/14 (موضوع: ضرورت انتخاب کاندیدای اصلح در نظام
عکس هايي از مراسم هفتگي هيئت شهدا در حمايت از دولت اسلامي 88/3/14
خلاصه سخنراني حجة الاسلام سيد عليزاده در تاريخ 88/2/17 (موضوع: راه رسيدن به معرفت)
عکس‌هايي از فاطميه دوم در تاريخ 88/3/7
عکس‌هايي از مراسم هفتگي هيئت شهدا در تاريخ 88/2/30
عکس‌هايي از مراسم هفتگي هيئت شهدا در تاريخ 88/2/24
دانلود مداحي مراسم شب شهادت حضرت زهرا فطميه اول – هيئت شهدا – 17/2/88
عکس‌هايي از مراسم شب شهادت حضرت زهرا (س) فاطميه اول در تاريخ 88/2/17
خلاصه سخنرانی حجة الاسلام عليرضا محمدي‌نژاد 10/2/88 (موضوع: اهمیت خواب در تنظیم قوای روحی و جسمی)
عکس‌هايي از مراسم ميلاد حضرت زينب در تاريخ 10/2/88
خلاصه سخنرانی حجة الاسلام و المسلمین سیدمهدی خضری 3/2/88 (موضوع: مهمانی خدا)

اطلاع رساني


پيامک و تماس با هيئت:
8484 9 093737
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنين مي‌توانيد کمک‌های
نقدی خود را به شماره
حساب زیر واریز نماييد:
ملی سیبا
شماره حساب:
0303958209009
شماره کارت:
6037992800144182
به نام آقای محمدرضاعظيميان


موضوعات
  قرآن
  نهج‌البلاغه
  احکام
  در محضر علما
  هيئت مجازي
  علمي
  طبقه‌بندي پيوندهاي مفيد

پيوندهاي مفيد
دفتر آثار آیت الله خامنه ای
اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای
آیت الله بهجت
آیت الله فاضل لنکرانی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله مصباح یزدی
---------------------
ساجد؛ سايت جامع دفاع مقدس
صبح
سبکبالان
شهيد آويني


آمار و خبرنامه

دوستاني که تمايل دارند پيامک‌هاي هفتگي هيئت را دريافت نمايند مي‌توانند در قسمت عضويت در خبرنامه در ادامه نام خود شماره تلفن همراه خود را نيز قيد نمايند





Powered by WebGozar


لينك Rss




All Rights Reserved by HEIAT SHOHADA - 2008