| بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: نقش تقوا و ولایت، در خروج از فتنه ها 1
حكمت اصلى روزه اين است كه ما تقوا پيدا كنيم و تقوا يعنى اين كه مراقب خود باشیم، واجبات را انجام دهیم و محرمات را ترک کنیم؛ چشم، گوش، زبان، دست و پا را کنترل کنیم، هر چيزي را نبينیم، هر صدايي را نشنویم، هر کلامي را نگويیم، به هر چيزي دست نزنیم و به هر جايي نرویم؛ و بلكه بالاتر، کاري کنیم که هر چيزي در دلمان جاي نگيرد. پس، در يك كلام ماه رمضان، ماه كنترل اعضا، جوارح، حواس و افكار است. ما بايد خود را آماده كنيم تا همانطور كه چند ساعتى شكم از خوردنىها و آشاميدنىها، و زبان هم از بعضى از گفتنىها منع مىشود، ترک گناه را برای همیشه ادامه دهیم؛ و اين كار شدنى است. إن شاالله.
یکی از ثمرات تقوا این است که اگر كسي تقوا داشته باشد، خدا در فتنهها و آزمایشات دست او را ميگيرد.
چرا که در فضاي فتنه ، باطل با آرم حق به صحنه ميآيد، و پرونده خیلی ها را آلوده می کند، در فتنه ها رجال ارزيابي می شوند و مرد از نامرد شناخته می شود.
امام علیعلیه السلام در خطبه 50 نهجالبلاغه میفرماید: «انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تتبدع یخالف فیها کتابالله و یتولی علیها رجال رجالا علی غیردین الله؛
همانا ابتدای بروز آشوبها وفتنهها هواها است که مورد تبعیت قرارمیگیرند و احکامی است که بدعت گذاشتهمیشوند. دراین فتنهها با کتاب خدا مخالفتمیشود ومردانی از مردان دیگر بر مبنایی غیراز دین خدا تبعیت میکنند.»
لذا باید احتیاط کرد و با بصیرت و بصیران حرکت کرد.
قَال َعليه السلام كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.
درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا او را بدوشند.2
امامسجادعلیه السلام میفرماید: «کم من عقل اسیرتحت هوی امیر».
خدایا! از نفس سرکشی بهتو شکوه میکنم که بسیار به بدیها فرمانمیدهد و درخطاها میشتابد.3
فتنه ها و رخدادهاي پس از انتخابات نیز، ملاکی بود برای سنجش تقوا و بصیرت ماها.
این حوادث، از سویی نشان داد که دشمن براي زيرسؤال بردن اصل نظام، بويژه اصل ولايت مطلقه فقيه چه خوابی دیده است.
و از طرفی معلوم شد که گاهی، معیارهای اصلی و به عبارتی، کشتی نجات ِخروج از فتنه، در اثر بی توجهی وعدم بصیرت خواص، به فراموشی و غفلت سپرده می شود.
حوادث تلخ اخير، حوادث انتخاباتي نبود؛ بلكه مقابله دشمن و طمع ورزان با ولايت فقيه بود.
دشمنان ازفرصت به دست آمده نهايت استفاده را کردند تا ولايت فقيه و شخص رهبر معظم انقلاب را نزد مردم بدبين سازند؛ چرا؟
چون ولايت فقيه است که امام فرمود: مترقي ترين اصول قانون اساسي است.
چون اگر پشتيبان ولايت فقيه باشيد به مملكت شما آسيبي نمی رسد؛
چون دشمن فهمید که شاید به ذهن بعضی ها خطور هم نکند که وقتي به او ديندار واقعی می گویند که از حاکم اسلامي بيشتر حمايت و اطاعت کند!؛
چون دشمن با فرهنگي که در طول قرنها (در دوران عدم حضور امام معصوم ع در بین مردم) در جامعه رواج پيدا کرده، یعنی فرهنگي ديني و فردي آشناست؛ يعني من نمازم را بخوانم، روزهام را بگيرم، دروغ نگويم، غيبت نکنم؛ دين را اينها ميدانيم؛ اما اين که جزء فرهنگ ديني و شرط دينداري من اين باشد که وظايف سياسي و اجتماعیام را درست انجام دهم، اين خيلي دور از ذهن بعضی هاست.
مگر مرحوم مدرس ئگفت: «سياست ما عين ديانت ماست»؛ مگر امام(ره) انگیزه قیامش، ایجاد حکومتی برپایه اسلام و ولایت و رهبری فقیه منسوب از سوی امامان معصوم ع نبود و مگر اميرالمؤمنين(ع) نفرمود: عظيمترين حقي که خدا براي انساني قرار داده است حقي است که مسؤول جامعه و رهبر جامعه بر مردم و مردم بر او دارند.
يعني اين جزء دين است، بالاترين رکن دين است. مسلمان نميتواند از اين مطلب شانه خالي کند، خودش را کنار بداند؛ خودش را ديندار بداند، بدون رعايت اين عظيمترين حقي که خدا براي بندگانش قرار داده است.4
پس لازم است به اختصار و فشرده، یک بار دیگر مروری داشته باشیم به جایگاه رهبری و ولایت فقیه در اسلام:
دين حنيف اسلام كه آخرين دين آسمانى است و تا روز قيامت استمرار دارد، دين حكومت و اداره امور جامعه است؛ لذا همه طبقات جامعه اسلامى در زمان غیبت امامان معصوم علیهم السلام ناگزير از داشتن ولى امر و حاكم و رهبری هستند که همان ولايت مطلقه فقيه جامع الشرايط است. در اسلام التزام به ولايت فقيه قابل تفكيك از التزام به اسلام و ولايت ائمّه معصومين (عليهم السلام) نيست5 وبه عبارتی ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است كه از اصول و اركان مذهب حقّه شیعه اثنىعشرى مىباشد وحكومت فقيه عادل و دينشناس علاوه بر این كه مورد تأييد عقل مىباشد، حكم شرعى تعبدى است.
در فرهنگ شیعی این امر که در عصر غیبت اداره جامعه از سوی شارع مقدس بر عهده فقیهان عادل گذاشته شده، امری مسلم و بیتردید است و ولی فقیه، در اداره حکومت تمامی اختیارات امام معصوم را داراست با این تفاوت که معصوم نیست؛ بلکه از جانب معصوم و جانشین او در اداره حکومت است، پس صحبت ازمقام معنوي وعصمت ائمه اطهار(عليهم السلام) نيست؛ بلكه ازوظيفه ايشان صحبت مي شود.6 ولايت فقيه به دليل اين که جانشين به حق و نایب وليعصر(عج) است، اطاعت از او همچون اطاعت از امام عصر واجب است. تا امت اسلامى را از شر دشمنان اسلام و مسلمين حفظ نمايد، و از نظام جامعه اسلامى پاسدارى نموده وعدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّى قوى بر ضعيف جلوگيرى کند، وسائل پيشرفت و شكوفائى فرهنگى، سياسى و اجتماعى را تأمين نموده و در هر مورد كه لازم بداند تصميمات مقتضى را بر اساس فقه اسلامى اتخاذ نماید و دستورات لازم را صادر کند. بنابراین در مسائل مربوط به اداره كشور اسلامى و امورى كه به عموم مسلمانان ارتباط دارد،7 اطاعت از دستورات حكومتى ولى امر مسلمين بر هر مكلفى ولو اين كه فقيه باشد، واجب است. و تصميمات و اختيارات ولى فقيه در مواردى كه مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمين است، در صورت تعارض با اراده و اختيار آحاد مردم، بر اختيارات و تصميمات آحاد امّت مقدّم و حاكم است و حتی فتواى مرجع تقليد نیزنمىتواند با آن معارضه كند.8 که این مساله همان معنای مطلقه بودن است.9
همچنین نکته ای که باید اشاره کرد این است که اگر متصدى منصب ولايت از راههاى قانونى ِشناخته شده، به مقام ولايت رسيده باشد، براى هيچ كسى جايز نيست كه با متصدى امور ولايت به اين بهانه كه خودش شايستهتر است، مخالفت نمايد.10
پس هر كسي همراه ولي فقيه بود، نمره دارد و هر كس او را همراهي نكند، مردود خواهد شد. و همه مردم از هر قشر و سني که باشد نسبت به رهبر مسووليت دارند و بايد در حد توان خود از او حمايت کنند و اين کمک محدود به قشر خاصي از مردم و مسوولان حکومتي نمي شود
پاورقی متن سخنرانی: --------------------------------------------------------------------------------
1- فتنه در زبان عربي و زبان قرآن به معناي آزمايش، يا وسيله آزمايش و يا نتيجه آزمايش است. اين واژه در لسان نهج البلاغه علاوه بر معاني مزبور، داراي يک تعريف و معناي اصطلاحي است و آن عبارت است از حوادث و امور باطل حق نمايي که پاره اي از اجزا و عناصر آن عبارت است از امتزاج و اختلاط و التباس حق و باطل با يکديگر و ظهور بي ثباتي و ناپايداري انديشه. و ظاهرا به نظر می رسد، فتنه بین گروه های مسلمان اتفاق میافتد. ظهور چنين حالتي در جامعه آثار و نتايجي به دنبال دارد که بخشي از آن بدين شرح است : 1-آشفتگي و هرج و مرج 2-فساد روابط اجتماعي 3-گسترش ظلمت جهالت و اطفا نور بصيرت 4-مسخ و دگرگوني دين و حقيقت 5-قرار گرفتن حق در هاله اي از ابهام.
در تفسير الميزان آمده است: فتنه آن است كه به وسيله آن چيزي امتحان شود و به خود امتحان و به لازم امتحان كه شدت و عذاب است و به ضلال و شرك كه سبب عذاباند، اطلاق ميشود.
2- نهج البلاغه ، حکمت اول.
3- مناجات شاکین.
4- «وَ أعْظَمُ مَا افْتَرَضَ سُبْحانَهُ مِنْ تِلْکَ الْحُقُوقِ حَقُّ الوالِي عَلي الرَّعِيةِ.»
5- با اين تفاوت كه احكام مربوط به ولايت فقيه مانند ساير احكام فقهى از ادّله شرعى استنباط مىشوند و اگر كسى به نظر خود بر اساس استدلال و برهان به عدم لزوم اعتقاد به آن رسيده باشد، معذور است، ولى ترويج اختلاف و تفرقه بين مسلمانان براى او جايز نيست.
6- يكى از مسائل عمومى جامعه اسلامى، دفاع از اسلام و مسلمين بر ضد كفار و مستكبران متجاوز است.
7- البته در مسائل فردى محض، هر مكلفى بايد از فتواى مرجع تقليدش پيروى نمايد.
8- در تعيين مصداق ولی فقیه، روش عقلائى وجود دارد كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران بيان شده است.
9- این امری مسلم است که ولی فقیه، اسلام شناسی (مجتهدی) جامع الشرایط است و بی شک از باتقواترین، شجاع ترین، بصیرترین، مدیرترین وعالمترین افراد می باشد؛ ولی از همه مهم تراین است که ایشان نایب امام زمان ع و رهبر جامعه اسلامی در زمان غیبت است واطاعتش همانند اطاعت از معصوم ع شمرده شده است.
( زماني كه به آقاي بهلول ميگفتند شما زاهد هستيد، گفت زهد را مقام معظم رهبري دارد كه يك كشور بزرگ و ثروتمند دارد اما هيچ استفادهاي از آن نميكند.)
10- احكام ولائى و انتصابات صادره از طرف ولى امر مسلمين نیز اگر هنگام صدور، موقت نباشد، پس از فوت او همچنان استمرار دارد و نافذ خواهد بود، مگر اين كه ولى امر جديد مصلحتى در نقض آنها ببيند و آنها را نقض كند. رجوع کنید: اجوبة الاستفتائات، س 56 تا 69و پرسش های متداول، ولایت فقیه.
|